<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>نظریه و عمل در تربیت معلمان</title>
    <link>https://itt.cfu.ac.ir/</link>
    <description>نظریه و عمل در تربیت معلمان</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Tue, 21 Apr 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Tue, 21 Apr 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>کاربست الگوی تار عنکبوتی آکر در طراحی برنامه درسی یادگیری پدیده محور در دانشگاه فرهنگیان</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_4719.html</link>
      <description>پیشینه و اهداف:هدف از پژوهش حاضر بررسی کاربست الگوی تار عنکبوتی آکر در طراحی برنامه درسی یادگیری پدیده‌محور در دانشگاه فرهنگیان می‌باشد. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی، از نظر ماهیت، کیفی و از نظر شیوه گردآوری داده‌ها، میدانی است. روش‌ها‌ :جامعه آماری شامل 20نفر از صاحب‌نظران و اساتید دانشگاه فرهنگیان استان‌های آذربایجان غربی و شرقی، و همچنین متخصصان برنامه‌ریزی درسی می‌باشد که با نمونه‌گیری هدفمند از نوع معیار محور و تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات، مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با خبرگان بود. یافته‌ها: . تحلیل داده ها به روش تحلیل مضمون انجام شد.10مضمون اصلی(اصول و رویکردهای بنیادین، توانمندی‌های حرفه‌ای، آموزش پویا، راهبردهای یاددهی-یادگیری، آموزش گستری، زیرساخت‌ها و منابع، پویایی، زیرساخت‌ها و منابع، انطباق‌پذیری، ارتباطات و شبکه‌سازی) و 28 مضمون فرعی(به طورمثال یادگیری تجربی، توانمندسازی معلمان، پژوهش محوری، تفکر سیستمی، نوآوری، ارزیابی عملکردی) به دست آمد. این مضمون‌ها به‌طور ویژه فرآیندهای مختلف یادگیری، تدریس، ارزیابی و زیرساخت‌های مورد نیاز را با دقت و جزئیات کامل بیان می‌کنند.نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش نشان داد که الگوی تار عنکبوتی آکر با فراهم‌کردن انسجام میان عناصر برنامه درسی، چارچوبی کارآمد برای طراحی یادگیری پدیده‌محور در دانشگاه فرهنگیان فراهم می‌سازد. به‌کارگیری این الگو می‌تواند موجب تقویت ارتباط هدفمند بین اهداف، محتوا، فعالیت‌های یادگیری، نقش استاد و ارزشیابی شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی عوامل زمینه‌ساز کمبود معلم در آموزش و پرورش و ارائه راهکارهای رفع آن</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_4904.html</link>
      <description>پیشینه و اهداف: هدف پژوهش حاضر، شناسایی عوامل زمینه‌ساز کمبود معلم و بیان راهکارهایی برای رفع آن بود. این پژوهش با رویکرد کیفی مبتنی بر تحلیل مضمون و با استفاده از ابزار مصاحبه انجام شده‌است. روش‌ها‌: در این پژوهش بر مبنای روش نمونه‌گیری هدفمند، با 15 نفر از راهبران آموزشی و تربیتی و معاونین آموزشی مناطق آموزش‌وپرورش تا رسیدن به حد اشباع نظری مصاحبۀ نیمه‌ساختاریافته به عمل آمد. با تکیه بر پیشینۀ پژوهش و تجریبات زیسته، سؤال‌های مصاحبه تدوین برای اطمینان از روایی داده‌ها از معیارهای اعتبارسنجی پیشنهادی لینکلن وگوبا در ارزیابی پژوهش‌های کیفی استفاده شد که این معیارها عبارتند از: 1- قابلیت اعتبار؛ 2- قابلیت ثبات؛ 3- تأیید‌پذیری؛ 4- قابلیت انتقال‌پذیری. داده‌ها از طریق تحلیل مضمون و بر اساس شش ‌‌مرحله‌ای که برون و کلارک (2006) پیشنهاد دادند (آشنایی با داده‌ها، تولید کدهای اولیه، جستجو برای مضامین، بازنگری مضامین، تعریف و نام‌گذاری مضامین و تهیه گزارش) تحلیل شدند. یافته‌ها: تحلیل مصاحبه‌ها دربارۀ مشکلات کمبود معلم در قالب پنج مضمون مشکلات مربوط به جذب، مشکلات مربوط به بازنشستگی، مشکلات اداری و برون‌سازمانی، مشکلات برنامه‌ریزی و مشکلات انگیزشی قرار گرفت. راهکارهای رفع کمبود معلم در قالب سه مضمون استفاده از ظرفیت دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان، جذب معلم و راهکار انگیزشی قرار گرفت. نتیجه‌گیری: رفع کمبود معلم نیازمند هماهنگی میان وزارت آموزش‌وپرورش، سازمان برنامه‌وبودجه، سازمان اداری و استخدامی و دانشگاه فرهنگیان است. بدون این هماهنگی، حتی افزایش ظرفیت جذب معلم نیز نمی‌تواند به شکل پایدار مشکل کمبود معلم را حل کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ساخت و اعتبارسنجی الگوی شایستگی مدیران پردیس‌های دانشگاه‌های فرهنگیان</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_4905.html</link>
      <description>پیشینه و اهداف: هدف مقاله حاضر ساخت و اعتبارسنجی الگوی شایستگی مدیران پردیس‌های دانشگاه‌های فرهنگیان بود. روش‌ها‌: روش تحقیق ترکیبی، شامل دو مرحله کیفی وکمّی بود. جامعه آماری در مرحله کیفی مدیران و مرحله کمّی مدیران، معاونین وکارشناسان دانشگاه‌های فرهنگیان در سال تحصیلی 401-1400بود. حجم نمونه‌ی کیفی 15 نفر و کمّی100 نفر به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای بود. برای گردآوری داده-های بخش کیفی از مصاحبه نیمه‌ساختاریافته و بخش کمّی از پرسشنامه‌ی محقق‌ساخته استفاده شد. اعتبار پرسشنامه‌ها‌‌ از اعتبار محتوایی و سازه‌ای و برای سنجش پایایی از پایایی بازآزمون و آلفای کرون‌باخ استفاده شد. برای تحلیل داده‌های کیفی از روش &amp;amp;laquo;تحلیل‌مضمون&amp;amp;raquo; و برای تحلیل داده‌های کمّی از &amp;amp;laquo;تحلیل عاملی اکتشافی&amp;amp;raquo; استفاده شد. یافته‌ها: در بخش کیفی از بین256 کد اولیه، 57 کد طبقه بندی شده، 14مضمون فرعی و پنج مضمون اصلی برای شایستگی مدیران شناسایی شد. این پنج مضمون شامل شایستگی: 1. فردی 2. مدیریتی و اجرایی 3. سازمانی 4. ارتباطی 5. حرفه‌ای، شناسایی و الگوی مورد نظر طراحی شد. در بخش کمّی نیز اعتبار سازه‌ای و عامل‌بندی گویه‌های عوامل شناسایی شده با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی انجام و در نهایت الگوی شایستگی مدیران پردیس‌های دانشگاه‌های فرهنگیان اعتبارسنجی و تایید شد.. نتیجه‌گیری: در نتیجه، جهت سنجش شایستگی مدیران مؤسسات آموزش عالی ابزار بومی‌سازی‌شده طراحی شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تدوین مدل شایستگی مربیان مدارس برای به‌کارگیری در کانون توسعه با رویکرد رفتاری</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_4724.html</link>
      <description>پیشینه و هدف: با توجه به نقش محوری مربیان مدارس در ارتقاء کیفیت فرآیند یاددهی&amp;amp;ndash;یادگیری، توسعه حرفه‌ای آن‌ها به یکی از دغدغه‌های اساسی نظام‌های آموزشی تبدیل شده است. در این میان، کانون‌های توسعه شایستگی با بهره‌گیری از تمرین‌های شبیه‌سازی‌شده و تمرکز بر رفتارهای قابل مشاهده، چارچوبی اثربخش برای شناسایی و ارتقاء شایستگی‌های حرفه‌ای فراهم می‌آورند. با این حال، طراحی مؤثر چنین کانون‌هایی مستلزم در اختیار داشتن مدلی دقیق، بومی‌سازی‌شده و رفتارمحور از شایستگی‌ها است. پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل شایستگی مربیان مدارس متوسطه اول برای استفاده در کانون توسعه انجام شده است.روش: این مطالعه با رویکرد کیفی و بر اساس نظریه داده‌بنیاد در قالب الگوی نظام‌مند اشتراوس و کوربین اجرا شد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با مربیان، تحلیل شغل و بررسی مستندات حرفه‌ای گردآوری و با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. اعتبار تحلیل‌ها از طریق بازبینی مشارکت‌کنندگان، بررسی همتایان و مثلث‌سازی داده‌ها تأیید گردید.یافته‌ها: در نتیجه تحلیل، شش بعد اصلی شایستگی شامل رهبری حرفه‌ای، تفکر تحلیلی، حل مسئله، مهارت‌های تعاملی، برنامه‌ریزی آموزشی&amp;amp;ndash;تربیتی، و خلاقیت و نوآوری استخراج شد. برای هر بُعد، شاخص‌های رفتاری مثبت و منفی قابل سنجش تعریف گردید.نتیجه‌گیری: مدل نهایی با تأکید بر رفتارهای عینی، قابل مشاهده و نظریه‌های روان‌شناسی شغلی، می‌تواند مبنایی علمی برای طراحی تمرین‌های توسعه، ارائه بازخورد حرفه‌ای و برنامه‌ریزی مسیر رشد مربیان در نظام آموزشی ایران فراهم آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیش‌بینی استرس فناوری بر اساس پدیدآورندگان آن در معلمان مدارس (مورد مطالعه: معلمان شهر شبانکاره)</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_4921.html</link>
      <description>استفاده از فناوری‌ها در کنار مزایا و جذابیت‌های خاص خود، در بسیاری از مواقع برای معلم‌ها با احساس مثبت همراه نبوده است. از جمله مهم‌ترین پیامدهای منفی استفاده از فناوری برای معلمان، استرس فناوری است. هدف پژوهش حاضر، پیش‌بینی میزان استرس فناوری بر اساس پدیدآورندگان آن در بین معلمان شهر شبانکاره در سال تحصیلی 1403-1402 بود. این پژوهش کمی و کاربردی از استراتژی‌ پیمایش بهره جست. جامعه آماری پژوهش معلمان شهر شبانکاره (200 نفر) بود که با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای نسبتی، تعداد 132 معلم به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. داده‌های میدانی با استفاده از پرسشنامه‌های سنجش میزان استرس فناوری سالانووا و همکاران (2007) و سنجش میزان پدیدآورندگان استرس فناوری طرفدار و همکاران (2007) جمع‌آوری شد. نتایج نشان داد که میزان استرس فناوری، پدیدآورندگان استرس فناوری، پیچیدگی فناوری، تهاجم فناوری و نا امنی فناوری بیشتر از حد متوسط، میزان اضافه‌بار فناوری برابر حد متوسط و میزان عدم قطعیت فناوری کمتر از حد متوسط است. همچنین متغیرهای نا امنی فناوری، پیچیدگی فناوری و تهاجم فناوری به ترتیب بیشترین اهمیت را در بین پدیدآورندگان استرس فناوری داشتند. بر اساس الگوی پیش‌بین حاصل به ترتیب متغیرهای پیچیدگی فناوری، نا امنی فناوری و تهاجم فناوری قوی‌ترین پیش‌بینی‌کننده‌های استرس فناوری بودند. نتایج این پژوهش می‌تواند از طریق ارتقای آگاهی مدیران سازمان آموزش و پرورش زمینه‌ساز پیش‌بینی و اتخاذ راهکارهای پیشگیرانه برای مواجهه با پدیدآورندگان استرس فناوری و نیز بهبود استفاده متوازن از فناوری در فعالیت‌های روزانه معلمان باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سایبورگ و ارزیابی پیامدهای آن در آموزش</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_4930.html</link>
      <description>پیشینه و اهداف: &amp;amp;laquo;سایبورگ&amp;amp;raquo; پدیده‌ای است که در آینده و در جامعه بشری فراوان دیده خواهد شد و امروزه نیز ریشه‌هایی از آن در جامعه بشری وجود دارد. &amp;amp;laquo;سایبورگ&amp;amp;raquo; مرکب از دو حیث انسانی و سایبری است که آن را در بستر اصلی طراحی سایبورگ یعنی جنبش تراانسان‌گرایی می‌توان مشاهده نمود. حیث سایبری دارای نوعی الگوریتم است که به پردازش کلان داده‌ها می‌پردازد و می‌تواند به کمک پردازش این کلان‌داده‌ها بر قوای ادراکی حیث انسانی خود تأثیرگذاری نماید. از این‌رو؛ بر فرآیند تربیت و تعالی آن نیز تأثیر می‌گذارد. در نتیجه تربیت اسلامی بنابر مأموریت ذاتی خود یعنی تعالی انسان، لاجرم باید ابعاد مختلف آن را شناخته و برای مواجهه فعال با آن در راستای تربیت و تعالی آماده سازد. هدف از این پژوهش، توصیفِ &amp;amp;laquo;سایبورگ&amp;amp;raquo; و ارزیابی پیامدهای آن در آموزش است. روش پژوهش: روش پژوهش، توصیفی تحلیلی و انتقادی است. یافته‌های پژوهش: سایبورگ‌ها، موجوداتی مرکب از انسان و ماشین هستند که در فرآیند‌ها و پیامدهای آموزشی و تربیتی جامعه انسانی آینده تأثیر خواهند داشت. نتیجه‌گیری: در این پژوهش، دلالتهای تربیتی سایبورگ مورد بررسی واقع شده و حاصل آن نیز در اختیار بهینه‌سازان سایبری قرار می-گیرد؛ تا بتوان ترکیبی همگن و در راستای تعالی حیث انسانی این پدیده را ساخت و سبب تعالی او و سایر انسان‌های هم‌زیست او گردید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیش بینی سبک تدریس معلمان بر اساس سه گانه تاریک شخصیت، قدرت ایگو و باورهای معرفت‌شناختی آن‌ها</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_4916.html</link>
      <description>پیشینه و اهداف: هدف از انجام این پژوهش پیش بینی سبک تدریس معلمان بر اساس سه گانه تاریک شخصیت، قدرت ایگو و باورهای معرفت شناختی معلمان دوره ابتدایی شهرستان سقز بود.روش‌ها‌: پژوهش حاضر از نوع پژوهش‌های کاربردی و با توجه به نحوه گردآوری داده ها، توصیفی و از نوع همبستگی و پیش بینی می‌باشد. جامعه آماری پژوهش تمامی معلمان (800 نفر) شاغل در آموزش و پرورش شهرستان سقز بود که در سال تحصیلی 1400-1401 مشغول به تدریس بودند. از این تعداد حدود 351 نفر مرد و 449 نفر هم زن بود. روش نمونه‌گیری از نوع طبقه ای (با رعایت نسبت زن و مرد) بود که با توجه به جدول مورگان و بر اساس حجم جامعه، حجم نمونه 300 نفر شد. ابزارهای مورد استفاده، پرسشنامه سبک تدریس گراشا(1996)، سه گانه تاریک شخصیت جنسیون و ویستر(2010)، قدرت ایگو مارک استروم(1997) و باورهای معرفت شناختی شومر(1990) بود. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS 26 تجزیه و تحلیل شد. یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان داد که رابطه معنی‌دار و منفی بین متغیر سه گانه تاریک شخصیت و سبک تدریس وجود داشت و بین قدرت ایگو و باورهای معرفت شناختی با سبک تدریس معلمان رابطه مثبت و معنی‌داری وجود دارد. نتیجه‌گیری: نتایج بیانگر این است که سبک تدریس به عنوان یک متغیر متأثر از سه گانه تاریک شخصیت، قدرت ایگو و باورهای معرفت شناختی می باشد. به عبارتی می توان گفت ویژگی های شخصیتی، ساختار و انسجام روانی و ذهنیت و نظام باورهای معلمان بر سبک تدریس آنان تأثیر می گذارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تربیت عقلانی در فلسفه اسپینوزا: بازخوانی ظرفیت‌های عقل‌گرایی کلاسیک در مواجهه با بحران‌های تربیتی معاصر</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_4919.html</link>
      <description>هدف این پژوهش بازخوانیِ مفهوم &amp;amp;laquo;تربیت عقلانی&amp;amp;raquo; در منظومه فکری اسپینوزا و تبیین ظرفیت‌های آن برای مواجهه با بحران‌های تربیت در جهان معاصر است. این مطالعه با رویکردی کیفی و بر بنیادِ تلفیق دو روش توصیفی و تحلیل مفهومی سامان یافته است: رویکرد توصیفی برای بازنماییِ نظام‌مند و مستندِ مفاهیم بنیادین در آثار اصلی اسپینوزا و نیز خوانش‌های جدید او به‌کار رفته؛ و تحلیل مفهومی برای واکاوی، بازسازی و ادغام این مفاهیم در قالب الگویی نظریِ نوین مورد استفاده قرار گرفته است. بر اساس نتایج این پژوهش، تربیت عقلانی در فلسفه اسپینوزا فرآیندی تدریجی و وجودی است که ذهن را از سطح تخیل و عاطفه به مرتبه عقل و در نهایت شهود ارتقا می‌دهد، به‌گونه‌ای که فرد بتواند در هماهنگی با قوانین ضروری طبیعت زیست کند و به &amp;amp;laquo;آزادی حقیقی&amp;amp;raquo; دست یابد یافته‌ها نشان می‌دهد که تربیت عقلانی نزد اسپینوزا صرفاً به پرورش توان استدلال منطقی محدود نمی‌شود، بلکه فهمی جامع از تربیت اخلاقی، هستی‌شناختی و مدنی ارائه می‌کند. این تربیت در سه مسیر بنیادین شکل می‌گیرد: (۱) رهایی هیجانی و تعمیق خودفهمی، (۲) گذار به عقل فعال و تعالی ساحت اندیشه، و (۳) تکوّن عقلانیت اجتماعی و امکان زیست جمعیِ آزاد. این سه ساحت، در پیوندی ارگانیک، الگویی تلفیقی برای تعلیم‌وتربیت معاصر فراهم می‌آورند که هدف آن گذار از آموزشِ صرفاً اطلاعات‌محور به پرورش انسان آزاد، خودمختار و مشارکت‌پذیر است. در نتیجه، تربیت عقلانی اسپینوزا می‌تواند چشم‌اندازی نظری برای بازسازی آموزش در افق رهایی فردی، بالندگی اخلاقی و هم‌زیستی دموکراتیک فراهم کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چالش‌های نومعلمان در مدارس ابتدایی: مورد مطالعه ورودی 99 دانشگاه فرهنگیان</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_4975.html</link>
      <description>پیشینه و اهداف: هدف پژوهش حاضر چالش‌های نو معلمان در مدارس ابتدایی: مورد مطالعه ورودی 99 دانشگاه فرهنگیان بود. روش‌ها‌: پژوهش حاضر به روش کیفی پدیدارشناسی انجام شده‌است. جامعه آماری پژوهش حاضر را گروهی از دانشجو - معلمان در سال 1402 تشکیل دادند که ورودی 99 دانشگاه فرهنگیان بودند که از مهر 1402 جهت تدریس به مدارس فرا خوانده شدند که از بین آنها به صورت نمونه‌گیری هدفمند 19 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. جهت گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد. برای تحلیل داده‌ها از نرم افزار2020 MAXQDA‌ استفاده شد. یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان داد که چالش‌های نو معلمان شامل چالش‌های سازمانی(‌کمبود امکانات کمک آموزشی و ورزشی، پایین بودن سطح علمی دانش آموزان، عدم همکاری اولیا با معلم، عدم همکاری اداره منطقه، مشکل رفت و آمد به مناطق محروم، هوشمند نبودن کلاس‌های درس و ...) و چالش‌های دانشگاهی شامل (تداخل زمانی مدرسه و دانشگاه، وقت گیر بودن امتحانات، کاربردی نبودن درس‌های دانشگاه، وقت گیر بودن تکالیف دانشگاه، عدم راهنمایی اساتید دانشگاه، سخت‌گیری اساتید و درک نشدن دانشجوها) و چالش‌های فردی شامل (عدم تسلط و شناخت اختلالات رفتاری و روان شناختی، آشنا نبودن با روش تدریس‌های کارامد در کلاس، استرس دانشجو معلمان، کمبود وقت، بی-تجربگی و عدم آمادگی و تسلط به تدریس، عدم مدیریت مناسب کلاس درس، احساس خلاء علمی و سواد ناکافی، عدم توانایی در حفظ حد و مرز، آشنا نبودن دانشجو معلمان با قوانین و موضوعات اساسی مدرسه و ... ) می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعة پدیدارشناختیِ تجربة دانشجومعلمان از شکاف انتظار–تجربه در دانشگاه فرهنگیان</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_4918.html</link>
      <description>زمینه و هدف: شکاف میان انتظارات پیش از ورود دانشجومعلمان و واقعیت‌های تجربه‌شده آنان در دانشگاه فرهنگیان، یکی از عوامل تأثیرگذار بر انگیزش تحصیلی، شکل‌گیری هویت حرفه‌ای و رضایت آنان از مسیر معلمی است. این پژوهش با هدف توصیف تجربه زیسته دانشجومعلمان از این شکاف در بستر دانشگاه فرهنگیان انجام شده است. روش‌شناسی: پژوهش با رویکرد کیفی از نوع پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. مشارکت‌کنندگان شامل ۱۲ دانشجومعلم (زن و مرد) از دو پردیس دانشگاه فرهنگیان در کرمانشاه بودند که با روش نمونه‌گیری هدفمند ملاک‌محور و استفاده از قاعدة اشباع نظری داده‌ها انتخاب شدند. معیارهایی چون تنوع رشته، ترم و جنسیت، مبنای انتخاب نمونه‌ها قرار گرفت. یافته‌ها: یافته‌ها نشان دادند که دانشجومعلمان انتظاراتی آرمانی درباره محیط دانشگاه، فضای حمایتی، روش‌های تدریس و هویت معلمی داشتند. تجربه واقعی آنان اغلب با این انتظارات ناهمخوان بود و به تجربه شکاف منجر شد. مواجهه با واقعیت‌های نهادی، نوعی بازتنظیم در انتظارات ایجاد کرد. همچنین عوامل مؤثری چون روایت‌های اطرافیان، تبلیغات رسمی، فضای مجازی و تجربه شخصی در شکل‌دهی انتظارات نقش داشتند. در سال‌ نخست، چالش‌هایی مانند سازگاری نهادی، ابهام نقش، محدودیت رفاهی تجربه آنان را تحت‌تأثیر قرار داد. نتیجه‌گیری: شکاف انتظار&amp;amp;ndash;تجربه می‌تواند با کاهش انگیزش و رضایت همراه باشد؛ اما مواجهه میدانی برای برخی موجب بازتعریف نقش حرفه‌ای نیز شده است. مداخله در جهت مدیریت واقع‌بینانة انتظارات، بازآرایی برنامه درسی، ارائه‌ی حمایت‌های آموزشی و رفاهی در سال نخست تأکید می‌شود تا پیامدهای منفی شکاف انتظار&amp;amp;ndash;تجربه بر رشد حرفه‌ای دانشجومعلمان کاهش یابد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی عوامل، ملاک‌ها و نشانگرهای ارزشیابی کیفیت یاددهی - یادگیری معلمان دوره ابتدایی</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_4962.html</link>
      <description>پیشینه و اهداف: کیفیت فرایند یاددهی‌ - یادگیری در دوره ابتدایی، سنگ‌بنای نظام آموزشی است؛ اما مطالعات موجود در حوزه ارزشیابی این فرایند، اغلب تک‌بعدی و فاقد نگاه جامع به تمامی ابعاد مؤثر هستند. هدف اصلی، تدوین یک چارچوب جامع از عوامل، ملاک‌ها و نشانگرهای ارزشیابی کیفیت فرایند یاددهی - یادگیری در دوره ابتدایی است. روش‌‌: این مطالعه با رویکرد کیفی و طرح پدیدارشناسی توصیفی اجرا شد. جامعه پژوهش معلمان این دوره بودند که با روش نمونه‌گیری هدفمند ملاکی انتخاب شدند. گردآوری داده‌ها از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با ۲۰ نفر از معلمان انجام شد. تحلیل داده‌ها با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی استقرایی و در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت گرفت. برای اعتباربخشی یافته‌ها، از راهبردهای بازبینی نتایج توسط شرکت‌کنندگان و پژوهشگران همکار استفاده شد. ارزیابی روایی محتوایی با تأیید شاخص نسبت روایی محتوایی (0.98) انجام شد. یافته‌ها: تحلیل داده‌ها به شناسایی ۵ عامل اصلی (آموزشی، ارتباطی (چندسویه)، فردی مربوط به معلم، محیطی-ساختاری و فردی مربوط به دانش‌آموز)، ۲۲ ملاک و 97 نشانگر انجامید. یافته‌ها نشان داد که &amp;amp;laquo;عامل آموزشی&amp;amp;raquo;، به‌عنوان محوری‌ترین بُعد شناخته می‌شود که شامل ملاک‌هایی نظیر &amp;amp;laquo;مهارت‌های اجرایی یاددهی - یادگیری&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;مهارت ارزیابی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تکلیف&amp;amp;raquo; است. پس از آن، &amp;amp;laquo;عامل ارتباطی (چندسویه)&amp;amp;raquo; است که بر اهمیت تعاملات چندسویة تأکید می‌کند. نتیجه‌گیری: یاددهی - یادگیری یک پدیده آموزشی است که در بستری از تعاملات چندسویه به اثربخشی می‌رسد. این پژوهش، مبنایی علمی برای طراحی ابزار ارزشیابی فراهم می‌آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی عملکرد پژوهشی اعضای هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان استان تهران: شناسایی چالش‌ها و ارائه راهکارهای بهبود آن</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_4961.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر، بررسی عملکرد فعالیت‌های پژوهشی اعضای هیئت‌علمی دانشگاه فرهنگیان استان تهران؛ است به‌طوری‌که ضمن بررسی این عملکرد، بتوانیم مهم‌ترین چالش‌ها و راهکارهای برون‌رفت را شناسایی و معرفی نماییم. بدین منظور داده‌های لازم با بهره‌گیری از روش کیفی و کمّی و با استفاده از ابزار مصاحبه و پرسشنامه در جامعه آماری شامل اعضاء هیئت‌علمی دانشگاه فرهنگیان استان تهران گردآوری شده است. پس از استخراج و بررسی توصیفی عملکرد پژوهشی که به روش اسنادی صورت گرفت، ابتدا با انجام مصاحبه هدفمند و نیمه ساختار یافته با 18 نفر از آن‌ها خواسته شد مهم‌ترین چالش‌های پیش روی فرآیند فعالیت‌های پژوهشی خود را اعلام نمایند. کفایت 18 نفر به این دلیل بود که اشباع نظری حاصل شد و موارد اعلام‌شده نتیجه جدیدی به دست نمی‌داد. سپس این چالش‌ها دسته‌بندی شده و هسته‌های معنایی به دست آمده زمینه طراحی پرسشنامه‌ای محقق ساخته را فراهم آورد. پس‌ازآنکه روایی صوری سؤالات به تأیید این استادان رسید، ابتدا سؤالات در بین 20 نفر از استادان اجرا شد و پایایی سؤالات 87/. به دست آمد که مؤید ضریب قابل‌قبول می‌باشد. سپس با اجرای پرسشنامه‌ در بین اعضای هیئت‌علمی دانشگاه فرهنگیان استان تهران، مهم‌ترین چالش‌های پیش روی انجام فعالیت‌های پژوهشی استادان در چهار گروه: چالش‌های زیرساختی، چالش‌های شخصی و حرفه‌ای استادان، چالش‌های سازمانی و چالش‌های مدیریتی و همچنین مهم‌ترین رهیافت‌های مؤثر در رفع این چالش‌ها به ترتیب: حمایت‌های مالی از فعالیت‌های پژوهشی، برای پذیرش دانشجویان تحصیلات تکمیلی، توسعه و گسترش نشریات علمی داخلی و ایجاد شرایط مناسب برای فعالیت‌های حرفه‌ای پژوهشی به دست آمد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی راهکارهای جذب و ارتقای اثربخشی راهبران آموزشی و تربیتی در مدارس چندپایه روستایی و عشایری: یک مطالعه کیفی</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_4963.html</link>
      <description>پیشینه و اهداف: آموزش چندپایه به‌عنوان راه‌حلی برای تحقق عدالت آموزشی در مناطق محروم با چالش‌های متعددی مواجه است. پژوهش‌های پیشین، بر کمبود امکانات، فقدان آموزش حرفه‌ای و نگرش منفی ذینفعان به‌عنوان موانع اصلی تأکید کرده‌اند. این پژوهش با هدف شناسایی راهکارهای مطلوب برای جذب و ارتقای اثربخشی عملکرد راهبران آموزشی و تربیتی در کلاس‌های چندپایه مناطق روستایی و عشایری استان لرستان انجام شد.روش: این مطالعه کیفی با رویکرد نظریه داده‌بنیاد، از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با 22 مشارکت‌کننده (12 معلم و 3 راهبر) و 7 کارشناس حوزه آموزش عشابری و روستایی انجام گرفت. داده‌ها با کدگذاری سه‌مرحله‌ای (باز، محوری، انتخابی) تحلیل شدند. روایی و پایایی تحلیل با بازبینی مشارکت‌کنندگان و مثلث‌بندی تأیید شد.یافته‌ها: اثربخشی راهبران به شایستگی‌ها (تجربه تدریس چندپایه، تحصیلات مرتبط) و انگیزه‌های مالی و معنوی وابسته است. چالش‌های زیرساختی (فاصله جغرافیایی، نبود امکانات)، فرهنگی (نگرش منفی به تحصیل دختران) و سازمانی (کمبود حمایت) موانع اصلی هستند. استراتژی‌های تدریس تلفیقی، همیار معلم و مشارکت جامعه محلی این چالش‌ها را تعدیل می‌کنند. راهبران به مسائل لجستیکی و دیجیتال حساس‌ترند، درحالی‌که معلمان بر امکانات اولیه و معیشت تمرکز دارند.نتیجه‌گیری: راهکارهای پیشنهادی شامل گزینش بومی، بهبود زیرساخت‌ها، دوره‌های آموزشی کاربردی، مشوق‌های مالی و مشارکت جامعه محلی است. این یافته‌ها می‌توانند سیاست‌گذاری آموزشی را برای تحقق عدالت آموزشی در مناطق محروم هدایت کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی چگونگی ارتقای صلاحیت حرفه‌ای معلمان از دیدگاه معلمان و مدیران دوره ابتدایی</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_4964.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف بررسی چگونگی ارتقای صلاحیت حرفه‌ای معلمان به واکاوی دیدگاه معلمان و مدیران دوره ابتدایی پرداخت. بدین منظور از رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون سبک آتراید ـ استرلینگ (2001) استفاده شد. گردآوری داده‌ها به کمک مصاحبه عمیق نیمه‌ ساختاریافته صورت گرفت. با استفاده از رویکرد نمونه‌گیری هدفمند و روش مورد استفادة آگاهی‌دهندگان کلیدی، پس از انجام یازده مصاحبه با معلمان و مدیران دارای تحصیلات دکتری، اشباع نظری داده‌ها حاصل شد. با توجه‌به چارچوب نظری مسئله پژوهش، پرسش‌های مصاحبه طراحی شدند. تحلیل عمیق داده‌های کیفی موجب کشف و دسته‌بندی چهار مقوله اصلی شامل استراتژی استخدام حرفه‌ای، استراتژی رویکرد سیستماتیک، جامع و چندوجهی، استراتژی‌های فنی و استراتژی‌های سیاست‌گذاری شده است. از لحاظ میزان اهمیت و تکرار، توجه به استراتژی رویکرد سیستماتیک، جامع و چندوجهی، بالاترین ارجاع را نشان داد. یافته‌های این پژوهش، ضمن قابلیت افزایش زمینه‌های آگاهی‌ بخشی جهت ایجاد تغییر مطلوب، می‌ توانند با توسعه و تکامل پژوهشی، الگویی برای چگونگی ارتقای صلاحیت حرفه‌ای معلمان باشد. ازاین‌رو، جهت تدارک چرخشی تحول‌ آفرین لازم است برای بهبود و ارتقای کیفیت توسعه حرفه‌ای معلمان، زمینه‌های تغییر نگاهِ ایستا، گسسته، یک‌سویۀ از بالا به‌ پایین و کم‌اثر موجود را به‌سوی رویکردی پویا، جامع، متمرکز، مشارکتی، مداوم و اثربخش فراهم نمود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نیم نگاهی به کارورزی در مراکز تربیت معلم کشور مصر (از نظریه تا عمل)</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_4976.html</link>
      <description>در این جستار به نظام آموزشی، درس کارورزی و شیوۀ اجرای آن در دانشگاه عین‌الشمس کشور مصر پرداخته می‌شود. در نظام آموزشی کشور مصر، تربیت معلم به عنوان محور اصلاحات تعلیم و تربیت و آموزش&amp;amp;rlm; معلمان به صورت فرایند خودرهبری، خوداندیشی، خودارزیابی ایفای نقش کرده و آموزش پیش از خدمت و حین خدمت با الگوی منسجم دنبال‌شده است. هدف این پژوهش، مطالعۀکارورزی در دانشگاه-های کشور مصر و نحوه جذب و آماده‌سازی دانشجومعلمان در مراکز تربیت معلم است که به شرایط جذب دانشجومعلمان، آموزش حرفه&amp;amp;rlm;ای و عملی معلمان، ساختار نظام آموزشى متوسّطه، آموزش و مهیاسازی ضمن‌خدمت، برنامۀ کارورزى در حین خدمت، وظایف استاد راهنما و مراحل کارورزى پرداخته شده است. روش پژوهش تحلیلی - توصیفی است و منابع مورد استفاده برخی از سایت وزارت آموزش و پرورش و دانشگاه‌های کشور مصر و برخی از کتاب‌ها و مقالات عربی چاپ شده در زمینۀکارورزی گرفته شده است. نتایج این بررسی نشانگر آن است که نظام آموزش کشور مصر در پذیرش و موفقیت در آزمون ورودی و انجام مصاحبه در مورد جذب حساس هستند و برنامه&amp;amp;rlm;ای برای فعالیت دانشجومعلم&amp;amp;rlm;ها در کارورزی پیش&amp;amp;rlm;بینی شده تا بیاموزند که چگونه یاد بگیرند و چگونه یادگیری خود را سازماندهی&amp;amp;rlm; کنند. ویزگی خاص کارورزی در نظام آموزشی کشور مصر، تخصصی بودن آن است و برنامه کارورزی مصر در چهار مرحله انجام می شود که مرحله انجام تدریس مهمترین مرحله محسوب می شود؛ چرا که معلم راهنما مسئولیت آماده سازی، برنامه ریزی و اجرای کامل درس را بر عهده دانشجو معلم می گذارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آینده پژوهی تحولات در آماده‌سازی و توسعۀ حرفه‌ای ناظران آموزشی در ایران</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_4965.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف شناسایی تغییرات کلان آیندۀ نظارت و راهنمایی آموزشی در ایران، انجام شده است. این مطالعه با رویکرد تفسیری و راهبرد پدیدارشناسی صورت گرفت. میدان تحقیق آموزش‌وپرورش استان تهران بود و مشارکت‌کنندگان شامل 14 نفر از مدیران مدارس ابتدایی، راهبران آموزشی و اعضای هیأت‌علمی دانشگاه‌های دولتی رشتۀ علوم تربیتی بودند که به‌صورت هدفمند و ملاک‌محور انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختاریافته گردآوری و با استفاده از تحلیل مضمونی تحلیل شد. برای اطمینان از روایی و پایایی داده‌ها، نرم‌افزار MAXQDA به‌کار گرفته شد. یافته‌های پژوهش منجر به شناسایی چهار مضمون فراگیر به‌عنوان تحولات کلان آیندۀ نظارت و راهنمایی آموزشی در ایران شد: 1) دگرگونی کانون تمرکز نظارت از فرد معلم به گروه معلمان و تقویت یادگیری مشارکتی؛ 2) فاصله‌گرفتن از رویکردهای بازرسانه و ارزشیاب‌محور و حرکت به‌سوی تسهیل‌گری رشد و توسعۀ حرفه‌ای معلمان؛ 3) تغییر از مفهوم‌پردازی خُرد و کلاس‌محور به نگرشی کلان، سیستمی و بافت‌محور در نظارت آموزشی؛ و 4) تأکید بر ایجاد و پایداری اجتماعات یادگیری درون‌مدرسه‌ای و برون‌مدرسه‌ای با توجه به فرهنگ محلی، مشارکت خانواده‌ها و جامعه. نتایج نشان می‌دهد که نظارت آموزشی آینده در ایران، در صورت بهره‌گیری هوشمندانه از الگوهای بین‌المللی و تطبیق آن‌ها با ار زش‌ها و شرایط بومی، می‌تواند به ابزاری تحول‌آفرین برای توسعۀ حرفه‌ای معلمان و بهبود کیفیت نظام آموزشی تبدیل شود. بر این اساس، بازطراحی برنامه‌های آماده‌سازی ناظران، حرفه‌ای‌سازی نظارت آموزشی و تقویت نگاه سیستمی و مشارکتی، از مهم‌ترین الزامات سیاست‌گذاری و عمل آموزشی در سال‌های پیش‌رو به‌شمار می‌آید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آزمون ساختار عاملی و سنجش همسانی درونی مقیاس معلم رهبری در بین معلمان عراقی</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_4974.html</link>
      <description>هدف مطالعۀ حاضر آزمون ساختار عاملی و سنجش همسانی درونی مقیاس معلم رهبری در بین معلمان عراقی بود. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت داده‌ها توصیفی-همبستگی (تحلیل عاملی) بود. جامعۀ آماری شامل کلیۀ معلمان متوسطۀ اول استان صلاح‌الدین کشور عراق در سال 2025 بود. با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای، 416 معلم از 10 مدرسه به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها در مطالعۀ حاضر، مقیاس معلم‌رهبری هویدا و همکاران بود. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی با چرخش واریماکس نشان داد مقیاس معلم‌رهبری دارای 8 عامل دانش و توانایی، چشم‌انداز توسعه‌ای، اخلاق، تقویت مسئولیت‌پذیری دانش‌آموزان، نفوذ، همکاری، ایجاد محیط مثبت و قدردانی است. نتایج تحلیل عاملی تاییدی نیز نشان داد بار عاملی تمامی 43 گویه در حد مطلوبی قرار داشته و همچنین تمامی زیرمقیاس‌ها دارای همبستگی معنادار با یکدیگر هستند؛ از این‌رو درستی ساختار عاملی مورد تایید بود. همچنین تمامی شاخص‌های برازندگی (بزرگتر از 90/0)، نشانگر برازش مناسب مدل با داده‌ها بودند. همچنین شاخص‌های مربوط به روایی و پایایی شامل ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی (بزرگتر از 87/0)، میانگین واریانس استخراجی (بزرگتر از 67/0) و شاخص روایی یگانه-دوگانه (کوچک‌تر از 68/0) نیز نشانگر همسانی درونی، روایی واگرا و روایی همگرای مطلوب مقیاس بودند. مطابق نتایج، مقیاس معلم‌رهبری ابزاری روا و پایا برای سنجش معلم‌رهبری در معلمان متوسطۀ اول در کشور عراق بوده و می‌تواند برای بسط نظری این حوزه در بستر فرهنگی کشور عراق و مطالعات بررسی روابط با متغیرهای هدف در زمینۀ کاربردی، برای پژوهشگران، تصمیم‌گیرندگان و معلمان مفید باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تفسیر و تبیین مفهوم رسالت معلمی در زیست‌جهان دانشجومعلمان: تحلیلی بر بیانیه‌های فلسفه تدریس</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_4721.html</link>
      <description>پژوهش حاضر سعی دارد تا از طریق بررسی بیانیه‌های فلسفه تدریس دانشجومعلمان، مفهوم رسالت معلمی را در منظر آنها تفسیر و تبیین نماید. روش: برای رسیدن به این هدف، از روش نظریه زمینه‌ای بهره برده شده است و با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند و معیار اشباع نظری، 15 نفر از دانشجو معلمان رشته‌های مشاوره، الهیات و آموزش ابتدایی به عنوان نمونه انتخاب شده‌اند. بیانیه فلسفه شخصی این دانشجویان با بهره‌گیری از روش کدگذاری سه مرحله‌ای (کدگذاری باز، کدگذاری محور و کدگذاری انتخابی) مورد تحلیل قرار گرفته است. یافته‌ها: نتایج نشان از آن دارد که هدایت جامعه به سوی هدف غایی، تربیت برای زندگی بهتر، آموزش مهارت&amp;amp;lrm;‌های تفکر، انتقال ارزش‌های اخلاقی و پرورش استقلال فکری برخی از مقولات و کدهای محوری استخراج شده هستند. این کدهای محوری در سه کد انتخابی خلاصه شده‌اند: نقش معنوی معلم، نقش اجتماعی و نقش آموزشی. نتیجه‌گیری: در این الگو نقش معنوی به عنوان محور به شمار می‌رود که تاثیر عمیقی بر نقش اجتماعی و آموزشی دارد. نقش معنوی شامل تلاش برای فهمی عمیق و درک درونی از روابط با خود، خدا، خلق و خلقت و همچنین هدایت متربیان به سوی اهداف متعالی است. نقش اجتماعی نیز شامل تلاش برای پرورش مهارت‌های شهروندی و تربیت شهروند مسئول و متعهد و همچنین تعهد اجتماعی معلم نسبت به ایفای نقش فعال اجتماعی در تحقق اهدافی مانند عدالت اجتماعی است. نقش آموزشی نیز شامل خلق موقعیت یادگیری برای معنادار ساختن یادگیری برای دانش‌آموزان و کسب فعال دانش است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>توسعه یک سیستم هوشمند مبتنی بر الگوریتم آدام جهت شخصی‌سازی تمرینات ورزشی دانش‌آموزان ابتدایی</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_4723.html</link>
      <description>پیشینه و اهداف: استفاده از فناوری‌های نوین، به‌ویژه هوش مصنوعی و الگوریتم‌های یادگیری عمیق، در طراحی تمرینات ورزشی شخصی‌سازی‌شده به‌ویژه در سنین رشد، مورد توجه قرار گرفته است. هدف این پژوهش طراحی و ارزیابی یک مدل هوشمند برای توصیه تمرینات متناسب با ویژگی‌های جسمانی و حرکتی دانش‌آموزان مقطع ابتدایی بود. روش‌ها‌: پژوهش به‌صورت توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی روی ۴۳۰ دانش‌آموز ۱۲ تا ۱۵ ساله در مدارس شهر تهران انجام شد. داده‌ها از طریق پرسشنامه سواد حرکتی ادراک شده و آزمون‌های میدانی استاندارد جمع‌آوری و پس از پیش‌پردازش، با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی چندلایه مبتنی بر الگوریتم ADAM تحلیل شدند. داده‌ها شامل پنج مؤلفه اصلی جسمانی بودند و مدل در قالب یک سیستم یادگیری عمیق برای پیش‌بینی تمرینات مناسب برای هر فرد آموزش داده شد. یافته‌ها: مدل پیشنهادی توانست با دقت ۹۲.۷8%، یادآوری ۸۵.۰4% و دقت مثبت ۸۸.۷1% عملکرد بالایی در توصیه تمرینات فردی داشته باشد. تحلیل ROC و مقدار AUC معادل ۰.۹۵۱ نشان‌دهنده قابلیت بالای مدل در تفکیک دقیق نیازهای تمرینی مختلف بود. افزون بر تحلیل‌های کمی، بازخوردهای میدانی از مربیان و دانش‌آموزان نشان داد که ۸7% از کاربران از برنامه‌های پیشنهادی رضایت داشته و ۸3% تأثیر مثبت آن را بر سلامت و انگیزه جسمانی خود گزارش کردند. نتیجه‌گیری: نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که مدل‌های یادگیری عمیق می‌توانند به‌عنوان ابزاری اثربخش برای طراحی تمرینات شخصی‌سازی‌شده در آموزش تربیت بدنی مدارس مورد استفاده قرار گیرند. استفاده از این رویکرد نه‌تنها موجب افزایش دقت، کارایی و انگیزش دانش‌آموزان می‌شود، بلکه امکان به‌روزرسانی مستمر و تصمیم‌گیری آگاهانه برای مربیان را نیز فراهم می‌آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل علم سنجی نقشه تولیدات علمی دانشگاه فرهنگیان در پایگاه استنادی اسکوپوس (سال های 1391 تا 1404)</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_4725.html</link>
      <description>نوع مقاله: مروریواژه‌های کلیدی: نقشه علمی، دانشگاه فرهنگیان، هم رخدادی، هم استنادی، تحلیل بیبلیومتریک، اسکوپوس پیشینه و اهداف هدف از این پژوهش، تعیین وضعیت تولیدات علمی کلیه پردیس های دانشگاه فرهنگیان در پایگاه اسکوپوس (Scopus) از سال تاسیس یعنی 1390 و بررسی عملکرد دانشگاه در حوزه آموزش و در مقیاس بین المللی بوده است. روش‌ها‌ این پژوهش از نوع پژوهش های تحلیلی علم سنجی با استفاده از روش کتابخانه ای و بصورت مرور بیبلیومتریک بوده و جامعه آماری آن کلیه تولیدات علمی این دانشگاه از سال 2012 تا سال 2025 میلادی را در بر گرفته است. یافته‌ها: بر اساس تحلیل ۱۴۹۵ مقاله نمایه‌شده در پایگاه اسکوپوس که وابسته به دانشگاه فرهنگیان بودند، مشخص شد که مقدار درجه همکاری برابر با ۴٫۴۹ بوده که نشان‌دهنده مشارکت متوسط بیش از چهار نویسنده در نگارش هر مقاله است. همچنین، شاخص همکاری برابر با ۵٫۰۸ برآورد گردید که صرفاً مقالات چندنویسنده‌ای را در نظر می‌گیرد و بیانگر شدت بالای همکاری در مقالات گروهی است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که حوزه‌هایی مانند شیمی مولکولی، ساختار مولکولی، و شیمی عناصر (فسفور، سولفور، سیلیسیم) از بیشترین تراکم علمی و همبستگی موضوعی برخوردارند. همچنین، بر اساس تعداد ارجاعات، محمد رضا محمودیان با 1272 ارجاع در رتبه نخست قرار دارد که نشان از تأثیر بسزای کارهای او در حوزه تحقیقات دارد. نتیجه‌گیری: این پژوهش ضمن ارزیابی کمّی و کیفی عملکرد پژوهشی دانشگاه فرهنگیان، نقاط قوت و ضعف حوزه‌های علمی این دانشگاه را نیز مشخص کرده و زمینه را برای برنامه‌ریزی‌های آینده در حوزه تحقیقات فراهم می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازاندیشی توسعه حرفه‌ای معلم با رویکرد نانوآموزی</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_4728.html</link>
      <description>پیشینه و اهداف نانوآموزی، به‌عنوان رویکردی نوین و فناورانه در حوزه آموزش، در پاسخ به تغییرات محیط یادگیری و نیازهای نوظهور دانشجومعلمان، جایگاه ویژه‌ای یافته است. این شیوه با ارائه محتواهای آموزشی خرد، فشرده، متوالی و هدفمند، تجربه‌ای یادگیری‌محور و شخصی‌سازی‌شده را فراهم می‌آورد که در محیط‌های دیجیتال و مبتنی بر فناوری قابل پیاده‌سازی است. روش‌ها‌: پژوهش حاضر با رویکرد مروری تحلیلی و با تکیه بر منابع نظری و تجربی روزآمد، تلاش دارد ابعاد مفهومی، نظری و کاربردی نانوآموزی را در توسعه حرفه‌ای دانشجومعلمان تحلیل کند. چارچوب نظری پژوهش بر مبنای چهار نظریه بنیادین آوسوبل (یادگیری معنادار)، سویلر (بار شناختی)، نواک (یادگیری فعال) و ویگوتسکی (تعامل اجتماعی در منطقه رشد بالقوه) طراحی شده است. یافته‌ها: یافته‌ها نشان می‌دهند که نانوآموزی می‌تواند هم‌زمان پنج دستاورد اساسی آموزشی را محقق کند: ارتقای یادگیری معنادار، تسهیل خودتنظیمی در یادگیرنده، کاهش بار شناختی، افزایش درگیری فعال و ارتقای تعاملات آموزشی. افزون بر این، قابلیت ادغام بازخورد فوری، پشتیبانی شخصی و طراحی متناسب با سبک‌های یادگیری مختلف، نانوآموزی را به رویکردی مؤثر در توانمندسازی حرفه‌ای معلمان آینده بدل می‌کند. نتیجه‌گیری: اگرچه چالش‌هایی نظیر شکاف دیجیتال یا مقاومت نسبت به فناوری وجود دارد، اما انعطاف‌پذیری، سازگاری و پیوستگی این مدل، آن را به گزینه‌ای پیشرو در طراحی آموزشی برای نسل جدید تربیت‌معلم تبدیل می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>در حلقه‌ی نگاه و تئوری: بررسی تطبیقی نظرات اساتید و دانشجویان رشته آموزش کودکان با نیازهای ویژه و رویکرد رئالیسم انتقادی باسکار</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_4729.html</link>
      <description>هدف این پژوهش تبیین ناتوانی از منظر اساتید و دانشجویان رشته کودکان استثنایی دانشگاه فرهنگیان و مقایسه آن با تبیین ناتوانی از منظر رئالیسم انتقادی باسکار می‌باشد به منظور دست‌یابی به هدف فوق در گام نخست از روش تحلیل مضمون استفاده شده است. میدان پژوهش شامل اساتید دروس رشته کودکان استثنایی دانشگاه فرهنگیان استان کرمان و دانشجویان دختر و پسر رشته کودکان استثنایی و نیازهای ویژه دانشگاه فرهنگیان کرمان در سال 1404 بودند. مشارکت‌کنندگان پژوهش با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند و با استفاده از قاعده رایج "اشباع نظری" در روش‌های کیفی انتخاب شدند. حجم مشارکت‌کنندگان پژوهش، شامل 21 نفر از اعضای میدان پژوهش بوده است. شیوه گردآوری اطلاعات استفاده از مصاحبه نیمه‌‌ساختاریافته بود. در گام دوم نیز از روش تحلیلی- استنتاجی برای مقایسه نتایج حاصل از مصاحبه با دیدگاه رئالیسم انتقادی در زمینه ناتوانی پرداخته شده است. جهت بررسی روایی یافته‌های پژوهش از شیوه اعتباریابی مخاطب و روش استنتاجی با بهره‌گیری از تجارب پژوهشگران پیشین و در محتوای الگو از روش اسنادی و تحلیل محتوای کیفی استفاده شده است. نتایج در 3 مضمون اصلی، 18 مضمون فرعی و 152 کد اولیه و خام خلاصه شدند. بر اساس نتایج این پژوهش سه مضمون اصلی شامل چیستی ناتوانی، چرایی ناتوانی و چگونگی مواجهه با ناتوانی می‌باشند. نتایج مقایسه نشان داد که در حوزه چیستی ناتوانی و چرایی ناتوانی، دیدگاه اساتید و دانشجویان رشته کودکان استثنایی دانشگاه فرهنگیان با تفکر رئالیسم انتقادی متفاوت بوده اما در زمینه چگونگی مواجهه با ناتوانی، میان این دو اشتراک نظر وجود دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی عوامل کم‌ رغبتی معلمان در استقبال از آموزش‌های ضمن خدمت</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_4730.html</link>
      <description>پیشینه و اهداف: هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل کم‌رغبتی معلمان در استقبال از آموزش‌های ضمن خدمت بود. روش: این پژوهش به روش کیفی پدیدارشناسی انجام شده‌است. جامعه آماری پژوهش حاضر را گروهی از معلمان تشکیل دادند که از طریق روش نمونه‌گیری هدفمند 19 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. جهت گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد. روایی یافته‌های پژوهش با استفاده از روش‌های بازبینیِ خودِ اعضا، بررسی همکار، مشارکتی بودن پژوهش تضمین شد. همچنین به ‌منظور سنجش پایایی کدگذاری‌های انجام‌شده، از روش‌های پایایی باز آزمون و توافق درون موضوعی استفاده شد. برای تحلیل داده‌ها از نرم افزار MAXQDA 2020 استفاده شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد که عوامل کم رغبتی معلمان در استقبال از آموزش‌های ضمن خدمت شامل ساماندهی آموزشی (مدت زمان آموزش و برنامه‌ریزی) و ارائه مربیان (ارتباط مربیان، محتوای آموزشی و سبک مربیان) می‌باشد. نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌های پژوهش حاضر، ارتقای استقبال معلمان از آموزش‌های ضمن خدمت مستلزم طراحی و زمان‌بندی برنامه‌های آموزشی متناسب با نیازها و شرایط شغلی آنان، به‌کارگیری مربیان دارای مهارت‌های ارتباطی مؤثر و ارائه محتوای آموزشی جذاب است. همچنین، لحاظ کردن بازخوردهای مستمر معلمان در فرآیند برنامه‌ریزی و اجرا می‌تواند به افزایش مشارکت و انگیزه آنان منجر شود. واژه‌های کلیدی: آموزش و پرورش، مدرسه، آموزش ضمن خدمت، معلمان، کم رغبتی، انگیزه</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی مدل توسعه شایستگی‌های حرفه‌ای در بین دانشجو معلمان آموزش تربیت بدنی دانشگاه فرهنگیان</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_4731.html</link>
      <description>هدف این پژوهش طراحی مدل توسعه شایستگی‌های حرفه‌ای در بین دانشجومعلمان آموزش تربیت بدنی دانشگاه فرهنگیان با رویکرد گراندد تئوری بود. روش‌ها: روش پژوهش کیفی بود. داده‌های پژوهش به صورت مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته جمع‌آوری شد. جامعه پژوهش شامل اساتید تربیت بدنی دانشگاه فرهنگیان بودند و تا رسیدن به اشباع نظری، با استفاده از نمونه‌گیری گلوله‌برفی، ۱۹ نفر مشارکت داشتند. همچنین فرایند تحلیل به‌صورت سه‌مرحله‌ای کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی انجام گرفت. یافته-ها: از میان داده‌های اولیه، کدهای مرتبط با موضوع استخراج شد تا در نهایت ۱۷۶ مفهوم به‌دست آید. در مرحلۀ بعد، هر چند مفهوم در قالب یک مقوله قرار گرفتند تا 27 مقوله برای این تحقیق به دست آمده باشد. یافته های تحقیق نشان داد که، مقولۀ محوری ظاهر شده شامل: توسعه مهارت‌های حرفه ای می باشد. سایر مقوله ها برای ارائه در مدل نظری در پنج دستۀ شرایط علّی (4 مقوله)، بستر یا زمینه (5 مقوله)، شرایط مداخله گر (6 مقوله)، راهبردها (5 مقوله)، پیامدها (5 مقوله) قرار گرفتند. نتیجه‌گیری: بطور کلی می‌توان گفت چارچوب نظام مند استخراج شده از داده ها به‌کارگیری آگاهی و مهارت شغلی در معلمان را تقویت می‌کند تا پیامدهایی مانند، رشد و شکوفایی دانشجومعلم؛ توسعه رشته آموزش تربیت بدنی؛ بهبود رابطه معلم-دانش آموز؛ توسعه اجتماعی و جذب دانشجو معلمان باکیفیت را فعال سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>"فرونسیس به ‌مثابه حلقه رابط بین دانش و عمل: تحلیلی بر نسبت فرونسیس با PCK و ضعف اراده در آموزش"</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_4732.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر تبیین و بررسی رابطه میان فرونسیس ، دانش محتوایی تربیتی (PCK) و ضعف اراده در تصمیم‌گیری‌های آموزشی معلمان است. مطالعه حاضر با اتکا بر چارچوب فلسفه ارسطویی و نظریه‌های معاصر تعلیم‌وتربیت، تلاش دارد نشان دهد که چگونه فرونسیس می‌تواند نقش میانجی میان دانش نظری و رفتار معلمان را ایفا کرده و از بروز شکاف میان "دانستن" و "عمل‌کردن" جلوگیری کند.روش پژوهش از نوع آمیخته (کمی&amp;amp;ndash; کیفی) و مبتنی بر طرح تبیینی متوالی است. در بخش کمی، از روش توصیفی-همبستگی برای بررسی روابط میان متغیرها استفاده می شود. در بخش کیفی نیز با استفاده از مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با معلمان و تحلیل مضمون، سازوکارهای درونی تصمیم‌گیری آموزشی، تجربه ضعف اراده و نحوه تحقق یا تعلیق دانش تربیتی در عمل آموزشی مورد واکاوی قرار می گیرد.یافته‌های کمی نشان می دهد که میان سطح فرونسیس معلمان و میزان به‌کارگیری دانش محتوایی تربیتی رابطه‌ای مثبت و معنادار وجود دارد، در حالی که میان فرونسیس و ضعف اراده رابطه‌ای منفی و معنادار مشاهده می شود. همچنین نتایج بخش کیفی آشکار می سازد که معلمان برخوردار از فرونسیس بالاتر، از بصیرت موقعیتی، ثبات اراده و حساسیت اخلاقی بیشتری در مواجهه با موقعیت‌های پیچیده آموزشی برخوردارند و قادرند دانش تربیتی خود را به رفتارهای آموزشی مؤثر و متناسب با شرایط کلاس درس تبدیل کنند.بر اساس بررسی های پژوهش می‌توان نتیجه گرفت که فرونسیس نقش مؤثری در کاهش ضعف اراده و تحقق عملی دانش محتوایی تربیتی ایفا می‌کند و به‌عنوان حلقه واسط میان دانش و عمل، کیفیت تصمیم‌گیری‌های آموزشی معلمان را ارتقا می‌بخشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی شبهات دینی در زیست‌بوم اینستاگرام و راهکارهای نوین آموزش الهیات</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_4917.html</link>
      <description>پیشینه و اهداف: گسترش فراگیر شبکه‌های اجتماعی، به‌ویژه اینستاگرام، زیست‌جهان نوجوانان و جوانان را دستخوش تحول کرده و آموزش دینی را با چالش‌های نوینی مواجه ساخته است. در این فضا، شبهات دینی با زبانی عامه‌پسند، هیجانی و تکیه بر جذابیت‌های بصری از فضای تخصصی خارج شده و به‌صورت گسترده در ذهن مخاطبان نفوذ می‌کنند. این نوع شبهات، که غالباً با ویژگی‌هایی مانند سطحی‌گرایی و تحریک احساسات همراه‌اند، زمینه‌ساز شکل‌گیری نوعی دین‌داری سیال شده‌اند. شواهد نشان می‌دهد بسیاری از معلمان الهیات، به دلیل استمرار روش‌های سنتی، در مواجهه با این جریان دچار رویکردی انفعالی شده‌اند. هدف پژوهش حاضر، واکاوی ماهیت و گونه‌شناسی شبهات دینی معاصر در اینستاگرام و ارائه راهکارهای آموزشی-تربیتی کارآمد برای توانمندسازی معلمان الهیات و گذار از رویکرد انفعالی به رویکردی فعال و مصون‌ساز است. روش: پژوهش با رویکرد کیفی و در دو مرحله انجام شد. در مرحله نخست، با استفاده از تحلیل محتوای کیفی، پست‌ها و کامنت‌های پربازدید اینستاگرامی بررسی و کدگذاری شد. در مرحله دوم، به‌منظور استخراج راهکارها، از مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته و رویکرد پدیدارشناسی بهره گرفته شد. یافته‌ها و نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان می‌دهد شبهات از پرسش‌های انتزاعی کلامی به تعارضات عینی-اجتماعی تغییر یافته‌اند و در سه خوشه اصلی کارآمدی، سبک زندگی و مشروعیت‌زدایی قابل طبقه‌بندی‌اند. نتایج حاکی از آن است که ارتقای سواد رسانه‌ای، آموزش منطق تفکیک، تبیین نگاه سیستمیک و ایجاد فضای گفت‌وگوی امن، مهم‌ترین الزامات موفقیت معلمان الهیات در مواجهه با شبهات نوظهور است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تجارب میدانی و پرورش تفکّر تأمّلی در درس کارورزی رشته آموزش زبان عربی براساس نظریة دونالد شون</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_4977.html</link>
      <description>پیشینه و اهداف: این پژوهش با هدف تحلیل تجارب میدانی دانشجویان رشته آموزش زبان عربی در طی دوره کارورزی و بررسی چگونگی پرورش &amp;amp;laquo;تفکر تأمّلی&amp;amp;raquo; در آنان، بر مبنای چارچوب نظری دونالد شون (۱۹۸۳) انجام شده است. روش‌ها: این مطالعه از روش پژوهش کاربردی و از حیث نوع داده‌ها پیمایشی است، جامعه پژوهش دانشجومعلّمانی هستند که در سال تحصیلی 1403-1404 درس کارورزی را در دانشگاه فرهنگیان قم گذرانده‌اند، روش نمونه گیری هدفمند مبتنی بر تکنیک معیار است، معیار شرکت در این پژوهش گذراندن کارورزی 1-4 گروه آموزش زبان عربی است. 104 دانشجو معلّم به پرسشنامه معلم فکور پاسخ داده‌اند. یافته‌ها: نتایج نشان می‌دهد که تجارب میدانی، به‌ویژه زمانی که با فرصت‌های تأمّل ساختاریافته همراه باشد، می‌تواند به‌طور معناداری تفکر تأمّلی دانشجویان را تقویت کرده و آنان را به سمت حرفه‌ای‌شدن آگاهانه سوق دهد. همچنین، چالش‌هایی چون کمبود هدایت مناسب از سوی اساتید و معلمان راهنما و عدم تطابق بین دانش نظری و شرایط واقعی کلاس، موانعی در مسیر این تفکّر تأمّلی مؤثّر محسوب می‌شوند. نتیجه گیری: یافته‌های این پژوهش می‌تواند به بهبود برنامه‌های کارورزی در رشته آموزش زبان عربی و طراحی دوره‌های آموزشی مبتنی بر تفکّر تأمّلی کمک کند. نتیجه گیری: یافته‌های این پژوهش می‌تواند به بهبود برنامه‌های کارورزی در رشته آموزش زبان عربی و طراحی دوره‌های آموزشی مبتنی بر تفکّر تأمّلی کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آسیب شناسی برنامه درسی غیررسمی در دانشگاه فرهنگیان(مطالعه موردی ساعت فرهنگی )</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_4991.html</link>
      <description>هدف از انجام این مقاله بررسی و آسیب شناسی برنامه درسی غیررسمی دانشگاه فرهنگیان در قالب نحوه اجرای ساعت فرهنگی در سطح دانشگاه فرهنگیان بود. پژوهش حاضر از نظر راهبرد اصلی از روش کیفی و از نظر هدف،کاربردی و از نوع توصیفی-تحلیلی می باشد.تکنیک جمع آوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته است، در این زمینه از تکنیک 5w1h بهره گرفته تا مسائل و چالش های نحوی اجرای ساعات فرهنگی شناسایی و احصاء شود. جامعه آماری شامل کارشناسان فرهنگی سراسر کشور و دانشجومعلمان فعال فرهنگی بوده که به صورت نمونه گیری هدفمند و به روش گلوله برفی انتخاب شده اند.داده های خام با استفاده از نرم افزارMaxQDA2020 تجزیه و تحلیل گردید.یافته های تحقیق بیانگر اینست که26مولفه فرعی در قالب6 مقوله اصلی در نحوه اجرای ساعت فرهنگی موثرند که عبارتند از: مکانیسم و سازوکار اجرای برنامه ساعت فرهنگی، مدت زمان و روز اجرای ساعت فرهنگی، بسترها و زیرساخت های سخت افزاری، بسترها و زیرساخت های نرم افزاری، موانع و چالش های پیش رو و همچنین پیشنهادات و راهکارهای عملیاتی می باشد.در این راستا هم 6پیشنهاد به منظور کیفیت بخشی و تعالی برنامه ساعت فرهنگی مطرح گردید ازجمله :1- تولید محتوا و برنامه های نیاز محور،تلاش برای جذب حداکثری دانشجومعلمان،تغییر و اصلاح رویکرد مدیران به حوزه فرهنگی ،کاهش بوروکراسی اداری و استفاده از ظرفیت سایر نهادها و موسسات فرهنگی.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر تجربه حرفه‌ای و پیشینه تحصیلی معلمان بر شیوه‌های سنجش و ارزشیابی آنان در کلاس‌ درس</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_5060.html</link>
      <description>پیشینه و اهداف: ارزشیابی هسته مرکزی فرآیند یاددهی-یادگیری است و نقشی راهبردی در کیفیت آموزش دارد. با وجود پذیرش نظری رویکردهای نوین، شکاف میان نگرش مثبت معلمان و کاربرد عملی آن مشهود است. ویژگی‌های معلمان از جمله تجربه حرفه‌ای و پیشینه تحصیلی از عوامل مؤثر بر آن هستند. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر تجربه حرفه‌ای و پیشینه تحصیلی معلمان بر شیوه‌های سنجش و ارزشیابی آنان در کلاس درس انجام شد. روش: پژوهش توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری معلمان استان تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ بودند که ۲۷۷ نفر به روش در دسترس انتخاب شدند. داده‌ها با پرسشنامه محقق‌ساخته ۲۵ گویه‌ای جمع‌آوری گردید. روایی سازه با تحلیل عاملی اکتشافی تأیید و پایایی کل با آلفای کرونباخ ۹۲/۰ و پایایی خرده‌مقیاس‌ها در بازه ۷۰/۰ تا ۹۰/۰ به دست آمد. داده‌ها با تحلیل واریانس چندمتغیری سه‌راهه تحلیل شدند. یافته‌ها: دوره تدریس بر روش‌های سنتی (۰۴۱/۰=p) و روش‌های نوین (۰۳۰/۰=p) تأثیر معنادار دارد. رشته تحصیلی بر روش‌های نوین تأثیر معنادار نشان داد (۰۱۱/۰=p). معلمان متوسطه اول بیشترین استفاده را از روش‌های سنتی (۰۱/۴) و معلمان ابتدایی در روش‌های نوین عملکرد بهتری (۶۰/۳) داشتند. معلمان علوم تربیتی استفاده بیشتری از روش‌های نوین داشتند (۷۷/۳). سابقه تدریس تأثیر معناداری نشان نداد. نتیجه‌گیری: دوره تدریس و رشته تحصیلی معلمان از عوامل تعیین‌کننده در کاربرد روش‌های سنجش و ارزشیابی هستند. بازنگری در برنامه‌های تربیت معلم و دوره‌های توسعه حرفه‌ای هدفمند توصیه می‌شود. یافته‌ها دلالت‌های نظری و عملی مهمی برای بسط دانش و توانمندسازی معلمان دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیلی بر مبانی و اصول رابطه ی معلم و شاگرد براساس دیدگاه هستی شناسانه ی مارتین بوبر</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_5061.html</link>
      <description>پیشینه و اهداف: هدف پژوهش آن است که براساس گزاره های هستی شناسانه دیدگاه مارتین بوبر در حوزه ارتباطی انسان با خدا و جهان، مبانی و اصول رابطه معلم و شاگرد مورد بررسی قرار گیرد. روش‌ها‌:پژوهش در پارادایم کیفی قرار دارد. روش جمع آوری داده ها، اسنادی بوده و به منظور تجزیه و تحلیل داده ها، از رویکرد توصیفی-تفسیری بهره گیری شده است. به منظور بررسی تحلیلی مبانی و اصول رابطه معلم و شاگرد، از روش استنتاجی صریح استفاده شده است. یافته‌ها: ده مبنا و اصل براساس گزاره های خداشناسانه، و شش مبنا و اصل براساس گزاره های جهان شناسانه مورد تحلیل قرار گرفت. نتیجه‌گیری: شاگردان موجودات ناکاملی هستند و برای کامل شدن، نیازمند کمک وجودشناختی معلم هستند. معلم ابتدا باید خودش به ایده الهی و جهان بینی مطلوب مجهز باشد و به عنوان فردی که از اصالت شخصی برخوردار است، در کلاس درس حاضر شده و در بستر مواجهه مطلوب با شاگرد، او را در جهت تحقق شخصیت وجودی و برقراری ارتباط صحیح با خداوند، جهان آفرینش و سایر انسان ها یاری رساند. ساماندهی به حوزه رابطه معلم و شاگرد براساس اصول برگرفته از دیدگاه بوبر می تواند زمینه را برای کاهش تعارضات اخلاقی، ترویج تفاهم، و مشارکت موثر معلم و شاگرد در فعالیت های کلاسی فراهم نماید و به تحقق شخصیت و اصالت وجودی هر دو طیف فرایند تربیتی، مدد رساند؛ از این رو آگاهی معلمان و دانشجومعلمان از این آموزه های تربیتی، از طریق برگزاری کارگاه های آموزشی یا دوره های ضمن خدمت مفید خواهد بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل پدیدارشناسانۀ ادراک دانشجومعلّمان رشته مشاوره از فرصت‌ها و چالش‌های برنامۀ درسی کارورزی دانشگاه فرهنگیان</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_5062.html</link>
      <description>چکیده پیشینه و اهداف: کارروزی مهم‌ترین بخش برنامه‌درسی دانشگاه فرهنگیان است که در آن شایستگی‌های دانشجومعلّمان بروز پیدا می‌کند و بستر توسعه حرفه‌ای کارورزان فراهم می‌شود. هدف پژوهش حاضر مطالعه ادراک دانشجومعلّمان دختر رشته مشاوره از فرصت‌ها و چالش‌های برنامه درسی کارورزی بود. روش‌ها‌: پژوهش حاضر یک مطالعه کیفی و از نوع پدیدارشناسی بود. شرکت‌کنندگان در پژوهش 19 دانشجومعلّم دختر رشته مشاوره بودند که به روش نمونه‌گیری هدفمند از بین دانشجومعلّمان سال چهارم رشته مشاوره دانشگاه فرهنگیان گیلان انتخاب شدند. سپس با همه آن‌ها مصاحبه نیمه‌ساختاریافته انجام شد. برای تحلیل داده‌ها از روش هفت مرحله‌ای کلایزی استفاده شد.. یافته‌ها: یافته‌ها دو مضمون اصلی فرصت‌ها و چالش‌های برنامه درسی کارورزی دانشگاه فرهنگیان را نشان داد که فرصت‌های برنامه درسی کارورزی دانشگاه فرهنگیان شامل سه مضمون فرعی فرصت‌های رشدی درس کارورزی، فرصت‌های ارتباطی درس کارورزی، و فرصت‌های تجربی درس کارورزی بود. مضمون اصلی چالش‌های برنامه درسی کارورزی دانشگاه فرهنگیان نیز شامل طبقات آسیب‌های مربوط به مدرسه، مشکلات مربوط به برنامه‌ریزی درس کارورزی، مسائل مربوط به مشاور مدرسه، و چالش‌های مربوط به اساتید کارورزی بود. نتیجه‌گیری: با توجه به ادراکات دانشجومعلّمان در بارۀ فرصت‌ها و چالش‌های برنامه درسی کارورزی رشته مشاوره پیشنهاد می‌شود که دست‌اندرکاران برنامه کارورزی، مشاوران مدارس و اساتید راهنمای آن با در نظر گرفتن یافته‌های مطالعه حاضر، زمینه‌های توسعه حرفه‌ای و کسب تجارب غنی شغل مشاوره را فراهم نمایند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیش‌بینی توسعه حرفه‌ای خودراهبر معلمان بر اساس طرز فکر رشد و مؤلفه‌های آن</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_5063.html</link>
      <description>پیشینه و اهداف: پژوهش حاضر با هدف پیش‌بینی توسعه حرفه‌ای خودراهبر معلمان بر اساس طرز فکر رشد و مؤلفه‌های آن انجام شد.روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری پژوهش شامل کلیة معلمان شهرستان زرین‌شهر در سال تحصیلی 1403ـ1402 بود که تعداد 280 نفر از آنها با روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای به عنوان نمونة پژوهش انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌ها از دو پرسشنامه شامل پرسشنامه استاندارد توسعه خودراهبر و پرسشنامه محقق ساختة طرز فکر رشد که روایی و پایایی آنها محاسبه و گزارش شده است، استفاده گردید. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS26 و Amos24 تجزیه و تحلیل شد. یافته‌ها نشان داد طرز فکر رشد می‌تواند به طور مثبت و معناداری توسعه حرفه‌ای خودراهبر معلمان را پیش‌بینی کند و 33 درصد واریانس توسعه حرفه‌ای خودراهبر معلمان توسط متغیر طرز فکر رشد تبیین می‌گردد. همچنین مؤلفه‌های طرز فکر رشد شامل باور، تلاش، موفقیت دیگران، پایداری، چالش و انتقاد نیز پیش‌بینی کنندة توسعه حرفه‌ای خودراهبر معلمان بوده و 39 درصد واریانس توسعه حرفه‌ای خودراهبر معلمان از طریق مؤلفه‌های طرز فکر رشد تبیین می‌گردد. مطابق یافته‌های پژوهش در میان مؤلفه‌های طرز فکر رشد، مؤلفه‌های باور، موفقیت دیگران، چالش، پایداری، انتقاد و تلاش به ترتیب، بیشترین تا کمترین تأثیرگذاری را بر توسعه حرفه‌ای خودراهبر معلمان دارند.. نتیجه‌گیری: با توجه به اهمیت توسعه حرفه‌ای خودراهبر در دنیای به سرعت در حال تغییر امروز و تأثیر مثبت طرز فکر رشد بر بروز رفتارهای توسعه حرفه‌ای خودراهبر از سوی معلمان، تقویت طرز فکر رشد معلمان و دانشجومعلمان باید در سیاستگذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌های مسئولان مدنظر قرار گیرد</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی آسیب‌ها و راه‌کارهای بهبود برنامه ‌ی درسی دانشگاه فرهنگیان از منظر نو معلمان</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_5064.html</link>
      <description>پیشینه و اهداف: تلاش‌هایی که جهت آماده‌سازی عملی معلمان انجام می‌شود، در گرو تدوین یک برنامه‌ی درسی منسجم است. نقش بارز چنین برنامه‌ای محرز است و ﻻزم اﺳﺖ، ﺳﻄﻮح مختلف آن، از ﺟﻤﻠـﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣـﻪ‌ی آموزشی ﺗﺠﺮﺑﻪﺷﺪه از سوی دانشجویان ﻣﻮردارزﻳـﺎﺑﻲ ﻗـﺮار ﮔﻴـﺮد. هدف این مطالعه، نقادی برنامه‌ی آموزش دانشگاه فرهنگیان از منظر نومعلمانی که در پنج سال اخیر از دانشگاه فرهنگیان فارغ‌التحصیل شده‌اند، بود. روش ‌ها: پژوهش، با رویکرد کیفی و جامعه‌ی پژوهش شامل 2150 نفر بود. پانزده نفر از نومعلمان با بهره‌گیری از نمونه‌گیری هدف‌مند و رعایت اصل اشباع‌شدگی و حداکثر تنوع به‌عنوان نمونه‌ی پژوهشی انتخاب شدند. پژوهش‌گر به‌منظور جمع‌آوری داده‌ها، از روش مصاحبه‌ی عمیق و برای تحلیل داده‌ها از روش تحلیل استقرایی مبتنی بر نظام کدگذاری بهره برد. در این پژوهش به‌منظور پایایی و اعتبایابی، سوالات مصاحبه و یافته‌های پژوهش از ضریب توافق نمره‌گذاران، ارجاع نتایج به مشارکت‌کنندگان و روش مسیر ممیزی استفاده شد. یافته ‌ها: یافته‌ها نشان داد، نه مقوله‌ شامل عدم‌رعایت اصول برنامه‌ریزی درسی، کمبود نیروی آموزش متخصص، کمبود زیرساخت‌های آموزشی، ناکارآمدی و تئوری‌محوری برنامه‌ی آموزش، ضعف در برنامه‌ی درسی، ضعف در حوزه‌ی عمل‌گرایی، بی‌توجهی به ساحت‌های سند تحول بنیادین و ضعف انگیزشی، ایجادکننده آسیب‌های برنامه‌ی آموزش دانشگاه فرهنگیان هستند. هشت مقوله‌ی کلیدی شامل کیفیت‌افزایی سیستم آموزشی، رعایت اصول برنامه‌ریزی درسی، تجربه‌محوری در برنامه‌ی درسی دانشگاه، کارآمدسازی برنامه‌ی درسی دانشگاه، بهبود برنامه‌ی آموزش کارورزی از لحاظ کمی و کیفی، تئوری‌زدایی از برنامه‌ی آموزش دانشگاه، پژوهش‌محوری و تقویت زیرساخت‌های آموزشی دانشگاه، راه‌کارهای بهبود برنامه‌ی آموزش دانشگاه فرهنگیان هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش دانش محتوایی و پداگوژی آن در کارورزی دانشجو معلمان رشته آموزش دانش‌آموزان با نیازهای ویژه</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_5065.html</link>
      <description>پیشینه و اهداف: فراهم کردن فرصت‌های ویژه آموزشی برای دانش‌آموزان با نیازهای ویژه از اهداف آموزش و پرورش استثنایی و مطابق با اصل عدالت آموزشی در برنامه درسی ملی است. در راستای دست‌یابی به این هدف، آموزش تخصصی دانشجومعلمان این رشته گامی اساسی برای پیشبرد اهداف سند تحول بنیادین آموزش و پرورش است بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش دانش محتوایی و پداگوژی آن در کارورزی دانشجو معلمان رشته آموزش دانش‌آموزان با نیازهای ویژه انجام شد. پژوهش حاضر از نوع کیفی است که با روش پدیدارشناسی انجام شد. شرکت‌کنندگان با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند از دانشجویان کارشناسی رشته آموزش دانش‌آموزان با نیازهای ویژه در دانشگاه فرهنگیان اصفهان انتخاب شدند که تعداد آنها 13 نفر بود. ابزار پژوهش شامل مقاله‌های موجود در پایگاه‌های علمی گوگل اسکولار، ایران داک، اس آی دی، مگ‌ایران، آی اس سی، ساینس دایرکت، اسکوپوس، پاب‌مد، مدلاین و برنامه درسی رشته آموزش دانش‌آموزان با نیازهای ویژه و مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با شرکت‌کنندگان می‌شد. برای تحلیل داده‌ها از روش هفت مرحله‌ای کلایزی استفاده شد. نتایج مصاحبه‌ها پس از استخراج موضوعی در 3 مقوله اصلی و 17 مقوله فرعی طبقه‌بندی شد. مقوله‌های اصلی شامل توسعه دانش حرفه‌ای، توسعه مهارت‌های حرفه‌ای و افزایش انگیزه دانشجومعلمان بود. براساس این نتایج، دانش محتوایی و پداگوژی دانش محتوا نقش مهمی در کیفیت کارورزی دانشجو معلمان رشته آموزش دانش‌آموزان با نیازهای ویژه دارد. بنابراین با تدارک برنامه درسی غنی و مبتنی بر دانش محتوایی و پداگوژی دانش محتوا می‌توان بر افزایش کارایی این دانشجویان در رشته آموزش دانش‌آموزان با نیازهای ویژه افزود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی درک دانشجو معلمان ابتدایی از ضرورت استدلال‌های استنتاجی در ریاضیات</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_5066.html</link>
      <description>هدف مطالعۀ حاضر آن است که درک دانشجو معلمان ابتدایی را از ضرورت استدلال‌های استنتاجی برای اثبات درستی گزاره‌های ریاضی بررسی نماید. جامعۀ آماری شامل 240 دانشجو معلم ابتدایی دختر در ترم پنجم یکی از پردیس‌های دانشگاه فرهنگیان بود. از این میان، 80 نفر به‌صورت داوطلبانه به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه‌ای محقق‌ساخته با اقتباس از پژوهش هیلی و هویلز بود که روایی محتوایی آن به تأیید اساتید آموزش ریاضی رسید. پایایی پرسشنامه با ضریب آلفای کرونباخ 79/0 مناسب ارزیابی شد. تحلیل داده‌ها با روش‌های آمار توصیفی و استنباطی انجام گرفت. نتایج به‌دست آمده از این مطالعه نشان داد که اغلب دانشجویان در تشخیص ضرورت استدلال‌های استنتاجی با مشکل مواجه هستند. در واقع برخی از دانشجو معلمان، درک مناسبی از استدلال‌های استنتاجی در فرایند اثبات در ریاضیات مدرسه‌ای نداشتند و گاهی به ظاهرِ استدلال و اثبات، بیش از محتوای آن اهمیت می‌دادند. همچنین با توجه به مدل هارل و ساودر، می‌توان گفت که برخی از دانشجویان شرکت‌کننده در این تحقیق، در موقعیت‌های مختلف، طرح اثبات متفاوتی دارند. یعنی استدلال انتخابی برخی از آن‌ها برای متقاعد شدن از درستی یک گزارۀ ریاضی با متقاعد کردن دیگران از درستی همان گزاره، متفاوت است. نتایج این تحقیق، ضرورت توجه به فرآیند استدلال استنتاجی را در دروس آموزش ریاضی رشتۀ آموزش ابتدایی نشان می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>یادگیری الکترونیکی در دانشگاه فرهنگیان: تحلیل چالش‌ها و فرصت‌ها از منظر اساتید با چشم اندازی به آینده</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_5067.html</link>
      <description>پیشینه و اهداف: هدف اساسی پژوهش حاضر بررسی فرصت‌ها و چالش‌های یادگیری الکترونیکی از دیدگاه اساتید دانشگاه فرهنگیان استان کردستان بود. روش‌ها‌: در این پژوهش، از روش تحلیل محتوای کیفی با رویکرد استقرایی استفاده شده است. بر این اساس جامعه پژوهش مشتمل بر تمامی اساتید دانشگاه فرهنگیان استان کردستان مشتمل بر 115 استاد و منابع علمی مکتوب مرتبط با موضوع در پایگاه‌های اطلاعاتی معتبر داخلی و خارجی از سال 2019 تا 2024 بود. روش نمونه‌گیری هدفمند و بر اساس قاعدۀ انتخاب تدریجی و رسیدن به اشباع نظری داده‌ها بود. برای نمونه‌گیری منابع مکتوب به شکل هدفمند برای تحلیل انتخاب شدند. یافته‌ها: داده‌ها با تحلیل محتوای استقرایی، مورد تجزیه‌وتحلیل و کدگذاری قرارگرفته و درنهایت فرصت های آموزش مجازی در قالب پنج مقوله نهایی 1) تقویت مهارت‌های اساتید، 2) ایجاد فرصت‌های جدید یادگیری، 3) انغطا‌ف‌پذیری، 4) بهبود کیفیت محتوای آموزشی 5) کاهش هزینه‌ها همراه با 17 زیر مقوله استخراج شدند. چالش‌های آموزش مجازی نیز در هفت مقوله نهایی 1) تعاملات، 2) انزوای نقش، 3) چالش‌های آموزشی، 4) ارزشیابی، 5) چالش‌های اخلاقی، 6) زیر ساخت و پشتیبانی، و 7) پرکاری و 28 زیر مقوله مورد طبقه‌بندی قرار گرفتند. نتیجه‌گیری: تشکیل کارگروه تخصصی نظارت، ارزیابی و تضمین کیفیت آموزش و یادگیری الکترونیکی در هر استان برای کمک به تقویت فرصت ها و رفع چالش ها پیشنهاد می شود. همچنین پیشنهاد می شود زمینه تعامل گسترده‌تر با سایر دانشگاه‌ها و تبادل تجارب و شبکه‌سازی با همتایان خود در سایر مراکز آموزشی در دانشگاه فرهنگیان فراهم شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی سند طراحی کلان برنامه درسی تربیت معلم با اسناد بالادستی در حوزه فرهنگی-تربیتی دانشجومعلمان</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_5069.html</link>
      <description>پیشینه و اهداف: تجارب سال‌های گذشته نشان می‌دهد که فعالیت‌های فرهنگی-تربیتی دانشجومعلمان نتوانسته به موفقیت‌های چشمگیر دست یابد. علت این ناکامی را باید در فقدان مطالعات در این حوزه جست‌وجو کرد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تطبیقی سند طراحی معماری کلان درسی تربیت‌معلم با اسناد بالادستی در حوزه فرهنگی-تربیتی انجام گرفت.روش‌ها: برای دست&amp;amp;rlm;یابی به این &amp;amp;rlm;هدف، از روش مطالعه توصیفی، تحلیل اسنادی و تطبیقی بهره گرفته شد. دو سند بالادستی مرتبط با دانشگاه فرهنگیان (سند تحول بنیادین آموزش‌وپرورش و آیین‌نامه جامع مدیریت دانشگاه‌ها) با سند کلان داخلی طراحی برنامه درسی تربیت‌معلم مقایسه شدند.یافته‌ها: نتایج تحلیل داده&amp;amp;rlm;های کیفی نشان می‌دهد سند طراحی کلان تربیت‌معلم بر شایستگی‌محوری، تربیت‌محوری و عمل‌گرایی تمرکز دارد و مولفه‌هایی چون شایستگی‌های دینی، تربیتی و علمی را پوشش می‌دهد، اما نسبت به مؤلفه‌هایی مانند جذب استعدادهای برتر، ارتقای جایگاه اجتماعی مربیان، همکاری با نهادهای فرهنگی، برنامه‌ریزی برای فعالیت‌های فوق‌برنامه و توسعه مهارت‌های فردی و اجتماعی دانشجویان بی‌توجه است. این کاستی‌ها ممکن است چالش‌هایی در اجرای اثربخش برنامه‌های فرهنگی-تربیتی ایجاد کند.نتیجه‌گیری: به طور کلی نتایج پژوهش نشان می‌دهد اسناد بالادستی نظام تربیت‌معلم در حوزه فرهنگی-تربیتی با چالش‌هایی روبرو هستند و با وضعیت مطلوب فاصله دارند. بر این اساس، پیشنهاد می‌شود برنامه درسی تربیت‌معلم با رویکرد بومی‌سازی و مبتنی بر تعلیم و تربیت ایرانی-اسلامی تدوین شود و در بازنگری سند طراحی کلان، مؤلفه‌های فرهنگی-تربیتی دو سند بالادستی لحاظ گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی الگوی موثر برای بهبود پرسشگری در برنامه های آموزش فلسفه به کودکان ؛ یک مطالعه تحلیل مضمون</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_5073.html</link>
      <description>دردهه‌های اخیر، آموزش فلسفه به کودکان به‌عنوان راهبردی مؤثر برای تقویت مهارت‌های شناختی، به‌ویژه پرسشگری، تفکرانتقادی و استدلال، مورد توجه قرار گرفته است.پژوهش‌های پیشین نشان داده‌اند که برنامه‌های فلسفه کودکان تأثیر مثبتی بر توسعه این مهارت‌ها دارند. با این حال، بیشتر این مطالعات بر اثربخشی مداخلات خاص تمرکز کرده‌اند و کمتر به ساختار سیستماتیک و الگویی جامع برای پیاده‌سازی پرسشگری پرداخته‌اند.این شکاف، نیاز به یک چارچوب سازمان‌یافته برای هدایت فرایند پرسشگری را برجسته می‌سازد. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی مؤلفه‌های مؤثر در بهبود پرسشگری و ارائه یک الگوی خطی و سازمان‌یافته بر اساس آن است.

از روش تحلیل مضمون برای دستیابی به هدف استفاده شد. جامعه پژوهش شامل مقالات علمی مرتبط با پرسشگری در آموزش بود. نمونه‌گیری غیرتصادفی و مبتنی بر معیارهای کیفی انجام شد.پس از حذف تکرارها، ۷۷ مضمون پایه،۱۸ سازمان‌دهنده و ۴فراگیر شناسایی شدند. مؤلفه‌های فراگیر شامل اهداف پرسشگری، زمینه‌سازی، فرایند پرسشگری و ارزیابی پرسشگری بودند که چارچوب خطی الگو را تشکیل دادند.مؤلفه‌های سازمان‌دهنده نیزشامل نقش معلم به عنوان تسهیل‌گر، مشارکت فعال دانش‌آموزان،سؤالات تأملی،مدیریت مؤثر پرسشگری و مداومت درفرایندپرسشگری بودند.

یافته‌ها نشان داد که پیروی از یک الگوی مشخص، برای اثربخشی و پایداری فرایند پرسشگری در کلاس‌های فلسفه کودکان ضروری است. این الگو نه تنها کیفیت پرسش‌ها را بهبود می‌بخشد، بلکه بر رشد فردی، اجتماعی، ارتباطی و علمی دانش‌آموزان تأثیر مثبت دارد.به عنوان راهنمای عملی برای آموزگاران و طراحان برنامه‌ها پیشنهاد می‌شود. محدودیت‌ها شامل دسترسی محدود به منابع و تمرکز بر فارسی و انگلیسی است. پیشنهاد می‌شود در پژوهش‌های آینده با روش‌های کیفی و کمی، الگو ارزیابی شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>هم‌افزایی مولفه‌های روان‌شناسی مثبت‌گرا و بنیان‌های فرهنگی ـ مذهبی در ارتقای بهزیستی روانی؛ پارادایم نوظهور در آموزش رسمی ایران اسلامی: مطالعه کیفی</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_5074.html</link>
      <description>پیشینه و اهداف: در سال‌های اخیر، بهزیستی روانی دانش‌آموزان و مربیان به‌عنوان یکی از مسائل محوری نظام‌های آموزشی مطرح شده است. رشد نگرانی‌ها در این حوزه، ضرورت رویکردهایی نوین برای ارتقای سلامت روان را برجسته ساخته است. در این راستا، ادغام مؤلفه‌های روان‌شناسی مثبت‌گرا با ارزش‌های فرهنگی و مذهبی  می‌تواند چارچوبی مؤثر برای پرورش شکوفایی مادام‌العمر دانش‌آموزان فراهم آورد. روش‌ها: پژوهش حاضر با روش مرور نظام‌مند و رویکرد تحلیلی ـ انتقادی، مبتنی بر شواهد و ارزش‌ها، به بررسی هم‌افزایی میان اصول روان‌شناسی مثبت‌گرا و بنیان‌های فرهنگی ـ مذهبی ایران اسلامی پرداخته است. مبنای انتخاب مطالعات، بازه زمانی 1390 تا 1404 بوده و تحلیل‌ها بر شناسایی مزایا، موانع و پیامدهای آموزشی این ادغام تمرکز داشته است. یافته‌ها: نتایج نشان داد که ترکیب مؤلفه‌های روان‌شناسی مثبت‌گرا با باورهای مذهبی و زمینه‌های فرهنگی می‌تواند تاب‌آوری، شکرگزاری، امید و بهزیستی روان‌شناختی دانش‌آموزان را بهبود بخشد. همچنین، یافته‌ها بر اهمیت درک تعامل میان فرایندهای روان‌شناختی فردی، میراث فرهنگی و ارزش‌های معنوی تأکید داشته و نشان دادند که این هم‌افزایی می‌تواند نقش بسزایی در توانمندسازی دانش‌آموزان و مربیان ایفا کند.نتیجه‌گیری: برآیند پژوهش بیانگر آن است که ارتقای بهزیستی روانی در نظام آموزشی ایران نیازمند رویکردی تلفیقی است که روان‌شناسی مثبت‌گرا را در کنار ارزش‌های فرهنگی و مذهبی به‌کار گیرد. دستاورد اصلی مطالعه، ارائه الگویی مفهومی ـ کاربردی است که می‌تواند به‌عنوان چارچوبی راهبردی برای سیاست‌گذاران آموزشی عمل کند. این الگو، مسیر تحولی بنیادین را ترسیم می‌کند که در آن پرورش بهزیستی روانی و تقویت هویت فرهنگی و معنوی هم‌سنگ اهداف یادگیری قرار می‌گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی تجارب زیسته ارتباط استاد-دانشجو در دانشگاه فرهنگیان خراسان جنوبی: مطالعه پدیدارشناسی</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_5077.html</link>
      <description>پیشینه و اهداف: ارتباطات بین اساتید و دانشجویان از مهم‌ترین عرصه‌ ارتباطات در آموزش عالی است و ارتباط استاد-دانشجو در دانشگاه فرهنگیان به دلیل ماموریت‌گرا بودن و رسالت تربیت‌معلم از اهمیت ویژ‌ه‌ای برخوردار است از سویی پژوهش‌های اندکی پیرامون ارتباط استاد-دانشجو در دانشگاه فرهنگیان انجام شده است. لذا این پژوهش با هدف واکاوی تجارب زیسته ارتباط استاد - دانشجو در دانشگاه فرهنگیان انجام شد.روش‌ها‌: روش پژوهش حاضر، کیفی و از نوع پدیدارشناسی بود که به همین منظور از بین دانشجویان و اساتید دانشگاه امام سجاد(ع) تا رسیدن به اشباع نظری، 12 نفر دانشجو و 6 نفر استاد به شیوه نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند.و داده‌ها با روش کلایزی تجزیه‌وتحلیل شد.. یافته‌ها: تجارب اساتید و دانشجویان در 5 تم، علل برقراری ارتباط(رشد تربیتی و حرفه‌ای، آموزش و یادگیری، حمایت و انگیزه)، چالش‌ها و مشکلات(آموزشی، فردی و فرهنگی-نگرشی)، عوامل مؤثر بر ارتباط(آراستگی و ظاهر، سواد ارتباطی، ویژگی‌های شخصیتی و علمی، اختلاف نسلی و سنی،آموزش کلاسی)، پیامدها( انگیزشی، اجتماعی و ارتباطی و آموزشی تحصیلی) و روش‌های ارتباطی(پیامکی و تلفنی، سامانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی، شرکت در کارگاه‌ها و همایش‌ها، فعالیت‌های کلاسی) طبقه‌بندی شد. نتیجه‌گیری: از یافته‌های پژوهش می‌توان نتیجه گرفت که ارتباط میان استاد و دانشجو می‌تواند دانشجو را به‌سوی مسیر بهتر و سریع‌تر پیشرفت هدایت کند و تمایل بیشتری نیز به تلاش و کوشش داشته باشد، ضمن اینکه این ارتباط می‌تواند به بهبود فرصت‌های آموزشی و یادگیری دانشجو کمک کند و منجر به توسعه مهارت‌های ارتباطی و اجتماعی هر دو طرف شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل نقش پرسش‌های کنجکاوانه در ارتقای یادگیری عمیق در دروس شیمی دانشجویان دوره تربیت معلم</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_5078.html</link>
      <description>کنجکاوی تمایل طبیعی فرد را به پرسیدن سؤال در هنگام مواجهه با موقعیت گیج کننده تشویق می کند. سوالات کنجکاوانه نقش مهمی در یادگیری دارند. با این حال، از میزان طرح سوالات کنجکاوانه توسط دانشجومعلمان اطلاع دقیقی وجود ندارد. هدف این پژوهش بررسی میزان استفاده دانشجومعلمان رشته آموزش شیمی از انواع سوالات کنجکاوانه در درک بهتر و یادگیری عمیق دروس شیمی در دوره پیش از خدمت تربیت معلم بود. 
روش پژوهش زمینه یابی بود. جامعه آماری دانشجومعلمان رشته آموزش شیمی دانشگاه فرهنگیان در مرکز آموزش عالی شهید بهشتی تهران بود که 59 نفر بودند و به طور تمام شمار در پژوهش شرکت کردند. داده ها با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته سوالات کنجکاوانه گردآوری شده و با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل شدند. 
یافته‌ها:  نشان داد میزان استفادة دانشجو معلمان از سؤالات کنجکاوانه در فرایند یادگیری درس شیمی در سطحی پایین‌تر از حد مطلوب قرار دارد. میانگین نمره کلی طرح سؤالات کنجکاوانه(95/2 از 5) به طور معناداری پایین تر از میانگین مورد انتظار(نمره4) بود.  نتایج آزمون t تک برای تمامی انواع سؤالات و در تمام موقعیت‌های آموزشی، تفاوت معناداری بین میانگین مشاهده شده و میانگین مورد انتظار را تایید کرد(01/0&amp;amp;gt; p) و ضریب پایایی پرسشنامه با روش آلفای کرونباخ 86/0 به دست آمد.
 نتایج پژوهش نشان داد که دانشجو معلمان رشته آموزش شیمی از سؤالات کنجکاوانه برای یادگیری شیمی کمتر از حد مطلوب استفاده می‌کنند. این امر ممکن است به دلیل عدم آگاهی از اهمیت پرسشگری، ترس از اشتباه، فشارهای تحصیلی و ضعف در محیط‌های آموزشی مشوق پرسشگری باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>از تخته تا تبلت: ارائه و اعتبارسنجی مدل شکاف نسلی فناورانه معلمان و دانش‌آموزان: یک مطالعه آمیخته اکتشافی</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_5139.html</link>
      <description>تحول شتابان فناوری‌های دیجیتال، نظام‌های آموزشی را با چالش شکاف نسلی فناورانه میان معلمان و دانش‌آموزان مواجه ساخته است؛ شکافی که در شرایط کنونی، فراتر از یک مسئله، به یک الزام حرفه‌ای و نهادی در آموزش تبدیل شده است. هدف این پژوهش، تبیین سازوکار شکل‌گیری شکاف نسلی فناورانه و ارائه مدلی جامع  در محیط‌های آموزشی است. این مطالعه با رویکرد آمیخته اکتشافی  انجام شد.
در بخش کیفی، با بهره‌گیری از نظریه داده‌بنیاد، داده‌ها از طریق 17 مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با معلمان و دانش اموزان و یک گروه کانونی استادان دانشگاه فرهنگیان البرز گردآوری و با استفاده از روش‌های کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شد. پس از روایی و پایای بخش کیفی با روش سه‌سوسازی، نتایج این بخش به شناسایی ۱۹ مقوله و ۵۷ نشانگر نهایی در قالب عوامل علّی، پدیده محوری، شرایط زمینه‌ای، راهبردها، عوامل مداخله‌ای و پیامدها انجامید.
بر اساس یافته‌های کیفی، ابزار اندازه‌گیری طراحی و در بخش کمی، داده‌ها از ۳۸۶ نمونه معتبر از معلمان گردآوری شد. تحلیل داده‌ها با استفاده از مدل‌یابی معادلات ساختاری و نرم‌افزار SmartPLS انجام گرفت. یافته‌ها نشان داد که کاهش شکاف نسلی فناورانه صرفاً به توسعه مهارت‌های فردی معلمان محدود نمی‌شود، بلکه مستلزم تغییرات ساختاری، حمایت‌های سازمانی، بازتعریف نقش حرفه‌ای معلم و اجرای راهبردهای آموزشی هدفمند است.
در مجموع، مدل نهایی پژوهش چارچوبی منسجم برای تبیین و مدیریت شکاف نسلی فناورانه ارائه می‌دهد و نشان می‌دهد که سازگاری معلمان با تحولات فناورانه، نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی اجتناب‌ناپذیر برای ارتقای کیفیت آموزش و پاسخ‌گویی به نیازهای نسل Z در محیط‌های آموزشی معاصر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تجربة زیستة دانشجومعلمان رشتة راهنمایی و مشاوره از کاربست هوش‌مصنوعی در طراحی و اجراء سناریو‌های تمرینی مشاوره‌ای</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_5147.html</link>
      <description>پیشینه و اهداف: با گسترش روزافزون هوش مصنوعی در حوزه آموزش، توجه به تجربة زیستة دانشجومعلمان رشته راهنمایی و مشاوره در کاربست این فناوری در فرایندهای آموزشی، به‌ویژه در طراحی و اجرای سناریوهای تمرینی مشاوره‌ای، اهمیتی فزاینده یافته است. پژوهش حاضر با هدف تبیین و فهمتجربة زیستة دانشجومعلمان رشتة راهنمایی و مشاوره از کاربرد هوش مصنوعی در این حوزه انجام شد.روش‌ها‌:این پژوهش با رویکرد کیفی و در چارچوب پدیدارشناسی توصیفی کلایزی انجام گرفت. جامعه پژوهش شامل دانشجومعلمان (پسv)رشتة راهنمایی و مشاوره دانشگاه فرهنگیان شهرستان اردبیل در سال تحصیلی ۱۴۰۵&amp;amp;ndash;۱۴۰۴ بود. داده‌ها از طریق انجام 16 مصاحبه نیمه‌ساختاریافته و با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری داده‌ها گردآوری شد. تحلیل داده‌هابابهره‌گیری از روش کدگذاری هفت مرحله‌ای کلایزی (1978) صورت گرفت. یافته‌ها: یافته‌های حاصل از تحلیل پدیدارشناسانه داده‌ها منجر به شناسایی 13مضمون اصلی و 34 زیرمضمون گردید. نتایج نشان داد که تجربه دانشجومعلمان از کاربست هوش مصنوعی در چهار محور کلیدی سازماندهی شده است: ۱. تجربه زیسته هیجانی (نوسان میان شوق فناورانه و ابهام)؛ ۲. پتانسیل‌های تسهیل‌گرآموزشی درمقابل محدودیت‌های ارتباطی (سردی دیجیتال)؛ ۳. بازتعریف هویت حرفه‌ای (گذار از نقش تکنسین به معناپرداز انسانی) و ۴.ضرورت نهادینه‌سازی فناوری به عنوان عضو مکمل در ساختار آموزشی آینده. در نهایت، نتایج براین واقعیت تأکید داشت که هوش مصنوعی علی‌رغم تقویت خودکارآمدی عملی، نمی‌تواند جایگزین درک شهودی و ظرافت‌های عاطفی در فرآیند مشاوره شود. نتیجه‌گیری: دانشجومعلمان، هوش مصنوعی را ابزاری مؤثر در تسهیل یادگیری و تمرین مهارت‌های مشاوره‌ای می‌دانند، اما بر نقش غیرقابل جایگزین ابعاد انسانی، اخلاقی و رابطه‌محور مشاوره تأکید دارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی ادراکات دبیران دوره متوسطه دوم از تعارض نقش آموزشی و آزمون‌محور در شکل‌گیری هویت حرفه‌ای</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_5150.html</link>
      <description>مقدمه:نظام‌های آموزشی معاصر، به‌ویژه در دوره متوسطه دوم، با چالش تعارض میان الزامات یادگیری عمیق و فشارهای آزمون‌محور مواجه‌اند، که نقش و هویت حرفه‌ای دبیران را تحت تأثیر قرار می‌دهد. هدف این پژوهش، واکاوی تجارب زیسته دبیران متوسطه دوم از تعارض نقش آموزشی&amp;amp;ndash;آزمون‌محور و بررسی شکل‌گیری هویت حرفه‌ای آنان با دلالت‌هایی برای نظام تربیت معلم بود.روش:مطالعه حاضر از پارادایم تفسیری و رویکرد کیفی پدیدارشناسی توصیفی استفاده کرد. نمونه شامل ۱۹ دبیر شهرستان میناب بود که با نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته گردآوری و با روش تحلیل نظریه‌بنیاد، شامل کدگذاری باز، محوری و انتخابی، تحلیل شدند.یافته ها: یافته‌ها سه محور اصلی را نشان داد: ۱) ماهیت و ابعاد تعارض نقش، شامل پارادوکس میان عمق‌بخشی به یادگیری و فشار برای پوشش سریع محتوا و شکاف میان اهداف برنامه درسی و معیارهای ارزشیابی؛ ۲) بازتاب تعارض در کنش حرفه‌ای، شامل تغییر تدریس به آموزش شتاب‌زده، تقلیل نقش معلم به مجری آزمون و شکل‌گیری روابط ابزاری معلم&amp;amp;ndash;دانش‌آموز؛ ۳) بازپیکربندی هویت حرفه‌ای و انگیزه، شامل دگرگونی معنای معلمی، کاهش اثربخشی و فرسودگی انگیزشی.نتایج:نتایج نشان می‌دهد که غلبه آزمون‌محوری عاملیت پداگوژیک معلمان را محدود و آنان را در موقعیت‌های تنش‌زا قرار می‌دهد، اما دبیران با راهبردهای انطباقی و حفظ جنبه‌های عاطفی حرفه، تعادل نسبی برقرار می‌کنند. این پژوهش بر ضرورت بازنگری برنامه‌های تربیت معلم، تقویت مهارت مدیریت تعارض و آماده‌سازی معلمان برای فشارهای آزمون‌محور تأکید دارد و توصیه می‌کند سیاست‌های ارزشیابی و حمایت‌های نهادی به گونه‌ای طراحی شوند که هویت حرفه‌ای و اثربخشی پداگوژیک معلمان حفظ شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی راهبردها و الزامات برنامه‌های منتورینگ معلمان در ابتدای خدمت بر اساس تجارب بین المللی</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_5152.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر شناسایی راهبردها و الزامات بین المللی در برنامه‌های منتورینگ نومعلمان بود. طرح پژوهش حاضر، استقرائی، روش جمع‌آوری داده‌ها از نوع اسنادی و ابزار پژوهش، خود پژوهشگر می‌باشد. در قالب پارادایم کیفی پژوهش، از روش تحلیل مضمون، جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها استفاده شده است. بر اساس این روش، ابتدا به جستجوی منابع اطلاعاتی بین سال‌های 2010 الی 2025 در سه پایگاه اطلاعاتی منتخب پرداخته شد و پس از بررسی نقادانه متون، 35 مقاله ملاک لازم برای ورود به پژوهش را کسب نمودند. یافته‌ها نشان داد که روند کلی برنامه‌های منتورینگ در سال‌های اخیر در قالب دو مضمون فراگیر قابل ترسیم است. &amp;amp;laquo;منتورینگ رسمی&amp;amp;raquo; که شامل مولفه‌های &amp;amp;laquo;منتورینگ خارج از کلاس درس&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;منتورینگ همزمان با تدریس&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;منتورینگ سازمانی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تطابق منتور و نومعلم&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;الزامات منتورینگ رسمی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;ویژگی‌های منتور&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;ساختار جلسات منتورینگ&amp;amp;raquo; می‌باشد و &amp;amp;laquo;منتورینگ غیررسمی&amp;amp;raquo; که شامل &amp;amp;laquo;خودمنتورینگ (نومعلم به عنوان منتور خودش)&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;ارتباط با همکاران&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;الزامات‌ منتورینگ غیررسمی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;برقراری ارتباط با افراد غیر آموزشی خارج از مدرسه&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;برقراری ارتباط با افراد آموزشی خارج از مدرسه&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;نقش موسسات علمی غیررسمی&amp;amp;raquo; می‌باشد. دو راهبرد عمده‌ی منتورینگ شامل منتورینگ رسمی و غیررسمی، مکمل یکدیگر هستند. پرداختن به یکی از آن‌ها و غفلت از دیگری، سبب می‌شود توسعه حرفه‌ای نومعلمان به درستی صورت نگیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>روابط معلم و دانش‌آموز در آموزش زبان انگلیسی اقتدارگرا: دلالت‌هایی برای تربیت‌معلم</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_5154.html</link>
      <description>پیشینه و اهداف: روابط معلم&amp;amp;ndash;دانش‌آموز از عناصر بنیادین فرایند یاددهی&amp;amp;ndash;یادگیری است و در کلاس‌های آموزش زبان انگلیسی، به دلیل ماهیت تعاملی یادگیری زبان، اهمیت دوچندان دارد. در بافت‌های اقتدارگرا و فرهنگ‌های دارای فاصله قدرت بالا، هنجارها و انتظارات نهادی اغلب تعاملات کلاسی را رسمی، سلسله‌مراتبی و محتاطانه می‌سازند و بر شکل‌گیری روابط مشارکتی اثر می‌گذارند. پژوهش حاضر با هدف واکاوی تجربه‌های حرفه‌ای معلمان زبان انگلیسی و بررسی دلالت‌های آن برای تربیت‌معلم در استان سیستان و بلوچستان انجام شد. روش مطالعه: این پژوهش با رویکرد کیفی و مبتنی برتحلیل مضمون شش‌مرحله‌ای انجام شد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته عمیق گردآوری شد. مشارکت‌کنندگان شامل ۱۸ نفر بودند: ۱۲ معلم زبان انگلیسی در مدارس متوسطه و ۶ مدرس تربیت‌معلم. نمونه‌گیری هدفمند و با درنظرگرفتن تنوع تجربیات حرفه‌ای انجام شد. تحلیل داده‌ها به‌صورت هم‌زمان با گردآوری انجام گرفت و مضامین از طریق کدگذاری باز، محوری و انتخابی استخراج گردید. یافته‌ها: یافته‌ها چهار مضمون اصلی را نشان داد: تنش مداوم میان حفظ اقتدار معلم و تلاش برای ایجاد تعامل مشارکتی؛ تعارض میان دسترس‌پذیری عاطفی و ضرورت حفظ فاصله رسمی در چارچوب هنجارهای فرهنگی؛ کمبود آموزش نظام‌مند مهارت‌های ارتباطی در برنامه‌های تربیت‌معلم؛ و تأثیر ارزشیابی نمره‌محور بر شکل‌گیری روابط ابزاری در کلاس. نتیجه‌گیری: نتایج بیانگر آن است که روابط معلم&amp;amp;ndash;دانش‌آموز در این بافت اغلب رسمی و محتاطانه است و معلمان در ایجاد تعادل میان اقتدار و صمیمیت با چالش‌های میان‌سطحی مواجه‌اند. بر این اساس، تقویت آموزش مهارت‌های ارتباطی در برنامه‌های تربیت‌معلم و بازنگری در شیوه‌های ارزشیابی می‌تواند زمینه بهبود تعاملات کلاسی را فراهم سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین الگوی مفهومی تربیت معلم تراز انقلاب اسلامی در افق آینده: یک بازاندیشی ایدئولوژیک</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_5155.html</link>
      <description>با ورود جمهوری اسلامی به مرحله نوین در پرتو بیانیه گام دوم انقلاب و نقش راهبردی معلم در فرآیند جامعه‌پردازی و تمدن‌سازی، بازاندیشی اساسی در نظام تربیت معلم ضرورتی اجتناب‌ناپذیر تبدیل شده است. مسئله اصلی پژوهش حاضر، فقدان الگوی منسجم آینده‌نگر و عملیاتی که بتواند برای برقراری پیوند ارگانیک میان مبانی ایدئولوژیک انقلاب اسلامی و دستاوردهای علوم تربیتی معاصر است. هدف پژوهش، طراحی چارچوب مفهومی بازطراحی تربیت معلم تراز انقلاب در افق آینده است. این پژوهش کیفی با رویکرد تبیینی-انتقادی و روش تحلیل اسنادی هدفمند و استنتاج نظری انجام شد. برای سازماندهی مفاهیم و صورت‌بندی مدل، از منطق کدگذاری محوری نظریه داده‌بنیاد استفاده گردید. داده‌ها از سه دسته منبع گردآوری شد: ادبیات داخلی و بین‌المللی تربیت معلم، متون مرتبط با مبانی اسلامی، و اسناد بالادستی نظام تعلیم و تربیت به‌ویژه بیانیه گام دوم. انتخاب منابع تا اشباع مفهومی ادامه یافت. تحلیل به صورت تلفیقی در سه سطح استخراج مفاهیم کلیدی، نقد ایدئولوژی‌های پنهان در ساختارهای آموزشی مدرن، و ترکیب مفهومی برای تدوین مدل انجام شد. یافته‌ها در قالب مدل علّی-زمینه‌ای-راهبردی-پیامدی ارائه شد. این مدل با تبیین شرایط علّی شکاف موجود و بهره‌گیری از ظرفیت‌های گفتمان انقلاب و میراث تربیتی اسلام، شش راهبرد کلیدی را استخراج می‌کند: بازاندیشی در مفهوم دانش، پذیرش چندگانگی شیوه‌های دانستن، بومی‌سازی تربیت معلم، میدان‌محوری آموزش، تقویت الگوی استاد-شاگردی، بازتعریف نقش معلم به‌عنوان کنشگر فرهنگی-اجتماعی. نتایج نشان می‌دهد اجرای این راهبردها به تربیت معلمان خودآگاه، معناگرا و دارای هویت حرفه‌ای منسجم، کاهش شکاف آرمان و عمل، و تربیت معلمان تمدن‌ساز در افق گام دوم انقلاب اسلامی می‌انجامد</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی چالش‌ها و راهکارهای مصاحبة تخصصی معلمان مهارت‌آموز موسوم به ماده ۲۸ در بدو ورود به دانشگاه فرهنگیان بر اساس تجارب زیسته‌ی مهارت‌آموزان</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_5156.html</link>
      <description>اهداف: مصاحبه و استخدام معلمان مهارت آموز، همواره با چالش‌هایی مواجه است. هدف اصلی پژوهش حاضر، شناسایی چالش‌های و راهکارهای مصاحبة تخصصی معلمان مهارت‌آموز موسوم به ماده ۲۸ در بدو ورود به دانشگاه فرهنگیان بر اساس تجارب زیسته‌ی مهارت‌آموزان بود. روش‌ها‌: برای دستیابی به این هدف، از پارادایم انتقادی، رویکرد کیفی و استراتژی پدیدارشناسی بود. همچنین ابزار جمع‌آوری داده‌ها، مصاحبه‌نامه محقق ساخته‌ی نیمه‌ساختاریافته و از نمونه‌گیری در دسترس، بهره برده شد. مشارکت کنندگان پژوهش شامل 36 نفر از مهارت آموزان(21نفر مرد و 15نفر زن)، بودند. یافته‌ها: یافته‌های پژوهش در دو گام چالش‌ها و راهکارها حاصل شد. در گام نخست، به بیان چالش‌های مصاحبه مهارت‌آموزان، شامل 3 مقوله و 28 گزاره پرداخته‌شد: کارگروهی، تمرین تحلیلی، ارائه شفاهی. گام دوم نیز، شامل ارائه راهکارها در ۳ مقوله و ۱۱ گزاره: اطلاع‌رسانی از موضوع تدریس در زمان مشخص، بررسی وضعیت روانی مهارت‌آموزان، تجهیز محل مصاحبه، خارج‌شدن جو مصنوعی تدریس، دوره‌های تخصصی برای ارزیابان، انجام مصاحبه در فواصل زمانی مشخص می‌باشد. نتیجه‌گیری: این دسته‌بندی‌ها برای پاسخ‌های ارائه شده‌ای انجام گرفت که نشانه می‌دهند مصاحبه مهارت‌آموزان دارای موانع و مشکلاتی در زمینه‌های مختلفی است. باتوجه‌به یافته‌های پژوهش، می‌توان نتیجه گرفت فرایند مصاحبه تخصصی داوطلبان، از لحاظ محتوا و اجرا مشکلات، دارای چالش‌های متنوع و متعددی است که با رفع آنها، بر اساس مؤلفه‌های الگوی ارائه شده، می‌توان به پذیرش داوطلبانی برخوردار از صلاحیت حرفه‌ای، باانگیزه و علاقه‌مند به حرفه معلمی و دارای سلامت جسمانی و روانی مناسب، برای تحصیل در دانشگاه فرهنگیان اقدام کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پدیدارشناسی تجارب زیسته دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان از نقش معنویت در شکل-گیری هویت حرفه‌ای معلمان</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_5158.html</link>
      <description>هدف: این پژوهش به واکاوی پدیدارشناختی تجربیات زیسته دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان (پردیس اردبیل) از نقش معنویت در شکل‌گیری هویت حرفه‌ای معلمی پرداخت. معنویت به عنوان بعدی بنیادین وجودی، منبعی برای معنابخشی به زندگی حرفه‌ای، تعهدات اخلاقی و مسئولیت‌پذیری در رسالت تربیتی تلقی می‌شود و به تقویت هویت حرفه‌ای پویا و چندبعدی کمک می‌کند.روش: این پژوهش کیفی با رویکرد پدیدارشناختی، تجربیات ۱۱ دانشجومعلم را با استفاده از مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۵ بررسی کرد. داده‌ها با روش هفت مرحله‌ای کلایزی تحلیل شدند. اعتبار و پایایی از طریق مثلث‌سازی، بازبینی همتایان و تایید شرکت‌کنندگان تضمین گردید.یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که معنویت، همگام با ابعاد اخلاقی و تربیتی اسلامی و تجربیات عملی، پاسخ‌گوی چالش‌های هویت حرفه‌ای دانشجومعلمان است. مقوله‌های کلیدی شامل &amp;amp;ldquo;حضور الهی و پیوند عبادی&amp;amp;rdquo;، &amp;amp;ldquo;جهت‌دهی اخلاقی و حرفه‌ای&amp;amp;rdquo;، &amp;amp;ldquo;اخلاص و صداقت&amp;amp;rdquo;، &amp;amp;ldquo;فضای تربیتی و اخلاقی&amp;amp;rdquo;، &amp;amp;ldquo;به‌روز بودن علمی و مهارت‌محوری&amp;amp;rdquo;، &amp;amp;ldquo;محبت مسئولانه&amp;amp;rdquo;، &amp;amp;ldquo;فروتنی و تکریم&amp;amp;rdquo;، &amp;amp;ldquo;اصلاح‌گری&amp;amp;rdquo;، &amp;amp;ldquo;بردباری&amp;amp;rdquo; و &amp;amp;ldquo;عدالت&amp;amp;rdquo; بود.نتیجه‌گیری: معنویت ابعادی چون حضور الهی، جهت‌دهی اخلاقی، اخلاص، محبت و بردباری را در بر می‌گیرد که در شکل‌گیری هویت حرفه‌ای معلمی تاثیرگذارند. پیشنهاد می‌شود پژوهش‌های آتی با رویکردهای ترکیبی یا طولی انجام شوند و اثرات برنامه‌های درسی معنویت‌محور بررسی گردد. پژوهش‌های مداخله‌ای مبتنی بر تامل معنوی می‌تواند به تربیت دانشجومعلمان متعهد و ارزش‌محور کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی ورزش میان اعضای هیات علمی دانشگاه فرهنگیان: پیامدها بر تربیت دانشجومعلمان، موانع و راهبردها</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_5159.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر، واکاوی ورزش در میان اعضای هیات علمی دانشگاه فرهنگیان و تبیین پیامدهای تربیتی آن بر دانشجومعلمان، شناسایی موانع موجود و راهبردهای ارتقا است. پژوهش حاضر از نوع کیفی و کاربردی است. جامعه پژوهش شامل اعضای هیات علمی دانشگاه فرهنگیان و دانشجومعلمان هستند که با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته گردآوری و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل داده‌ها در چند مرحله شامل کدگذاری اولیه، استخراج مضامین و سازمان‌دهی نهایی انجام شد. همچنین، به‌منظور توصیف ویژگی‌های مشارکت‌کنندگان (اعضای هیات علمی) و گزارش فراوانی مضامین، از آمار توصیفی استفاده شد. برای اطمینان از اعتبار داده‌ها، از معیارهای قابلیت باورپذیری، انتقال‌پذیری، قابلیت اطمینان و تاییدپذیری استفاده شد. بازبینی توسط مشارکت‌کنندگان و نظر خبرگان به ‌عنوان راهکارهای افزایش روایی به کار گرفته شد. یافته‌ها حاکی از آن است که تمایل به ورزش در بین هیات علمی‌ها در سطح خوب قرار دارد؛ اما ورزش کردن در حد متوسط است. بین میزان تمایل به ورزش و ورزش کردن با جنسیت، سن و فرسودگی شغلی همسویی مشاهده شد. همچنین پیامدهای ورزش کردن اعضای هیات علمی بر تربیت دانشجومعلمان مثبت ارزیابی شد. مهم‌ترین موانع ورزشی اعضای هیات علمی در ابعاد فردی، سازمانی و ملی شناسایی شدند و در نهایت راهبردهای ارتقای ورزش حاصل گردید. می‌توان بیان کرد گرچه هیات علمی‌ها اهمیت ورزش کردن را می‌دانند، اما موانع فردی، سازمانی و ملی مانع از تبدیل این آگاهی به ورزش منظم شده است. .......</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین و تحلیل کارکردهای ارتباط غیرکلامی در کتب فارسی پایه نهم و دهم متوسطه بر اساس نظریة رشد شناختی پیاژه</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_5160.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با روش تحلیل محتوای کیفی به تحلیل تطبیقی بازنمایی ارتباط غیرکلامی در کتاب‌های فارسی دورة متوسطه اول (مرحله نضج عملیات صوری) و متوسطۀ دوم (مرحله تثبیت و تعمیق عملیات صوری) بر اساس چارچوب نظریة رشد شناختی پیاژه می‌پردازد. با توجه به گستردگی مفهوم ارتباط غیرکلامی، این مطالعه بر مصادیق پرکاربرد و تکرارشده در این دو پایه تمرکز کرده است. انواع ارتباط غیرکلامی مورد بررسی در این پژوهش شامل ظاهر فیزیکی (سر، دست، پا، سایر اعضای بدن و مصنوعات)، چهره و رفتار چشمی، رفتار آوایی و بساوایی (لمس و تماس بدنی) است. یافته‌ها نشان می‌دهد محتوای این کتاب‌ها از یک سیر تحولی درونیِ هوشمند تبعیت می‌کند که با ترتیب مراحل پیاژه همسو است. با توجه به گستردگی مفهوم ارتباط غیرکلامی، این مطالعه بر مصادیق پرکاربرد و تکرار شده در این دو پایه تمرکز کرده است. نتایج نشان می‌دهد در متوسطة اول، نشانه‌های غیرکلامی عمدتاً عینی‌تر، ملموس‌تر و دارای کارکردی توصیفی هستند که با توانایی‌های نوجوان در آستانه ورود به مرحله عملیات صوری هم‌خوانی دارد؛ مرحله‌ای که هنوز به اتکای مشاهدات عینی نیازمند است. در مقابل، در متوسطه دوم، شاهد ظهور نشانه‌های کاملاً انتزاعی، نمادین، چندلایه و پارادوکسیکال هستیم که درک آن‌ها مستلزم توانایی‌های شناختی پیشرفته‌تر در اواسط و اواخر مرحله عملیات صوری، از جمله تفکر قیاسی، استعاره‌پردازی و درک مفاهیم فلسفی است. این انطباق دقیق، حاکی از هوشیاری برنامه‌ریزان درسی در توجه به ظرایف رشد شناختی نوجوان است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی مدل مفهومی تربیت معلم بر پایه آموزه‌های سلوک معنوی اسلامی با استفاده از تحلیل محتوای کیفی تلفیقی</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_5161.html</link>
      <description>در دهه‌های اخیر، نظام‌های تربیت معلم بیش از پیش بر توسعه شایستگی‌های حرفه‌ای، مهارت‌های آموزشی و استانداردهای عملکردی تأکید داشته‌اند؛ در حالی که ابعاد هویتی، اخلاقی و معنوی معلم، علی‌رغم نقش بنیادین در کیفیت کنش تربیتی، کمتر در قالب الگوهای نظری منسجم مورد توجه قرار گرفته‌اند. پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل مفهومی تربیت معلم بر پایه آموزه‌های سلوک معنوی اسلامی انجام شد. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر تحلیل محتوای جهت‌دار بود. داده‌ها از طریق نمونه‌گیری هدفمند از منابع اسلامی مرتبط با سلوک معنوی و تربیت، شامل آیات منتخب قرآن کریم، تفسیر المیزان و آثار اخلاقی و تربیتی برجسته اسلامی گردآوری شد. فرآیند تحلیل با مطالعه مکرر متون، استخراج مضامین مرتبط، طبقه‌بندی مفهومی، مقایسه مستمر، سازمان‌دهی مضامین در قالب مقوله‌های کلان و تلفیق تطبیقی با نظریه‌های معاصر تربیت معلم نظیر هویت حرفه‌ای معلم، تربیت اخلاقی و تعلیم‌وتربیت حرفه‌ای انجام گرفت. برای افزایش اعتبار یافته‌ها، مراحل تحلیل مستندسازی و چارچوب حاصل توسط صاحب‌نظران حوزه تعلیم و تربیت اسلامی مورد بازبینی قرار گرفت. یافته‌ها نشان داد که سلوک معنوی به‌عنوان هسته مرکزی تربیت معلم، زیربنای تکوین هویت حرفه‌ای معلم و محور انسجام سایر ساحت‌های تربیتی بوده و زمینه شکل‌گیری و انسجام پنج ساحت معنوی، اخلاقی، علمی، ارتباطی و اجتماعی را فراهم می‌سازد. بر این اساس، الگویی مفهومی ارائه شد که می‌تواند در بازنگری برنامه‌های تربیت معلم و تقویت ابعاد هویتی و اخلاقی حرفه معلمی مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی رویکردهای خلاقانه در تدریس زیست‌شناسی در مقایسه با روش‌های سنتی: شواهد تجربی و دلالت‌هایی برای تربیت معلمان</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_5162.html</link>
      <description>این مطالعه از نوع نیمه‌تجربی و با طرح پیش‌آزمون&amp;amp;ndash;پس‌آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را ۱۵۰ دانش‌آموز دختر پایه‌های دهم، یازدهم و دوازدهم رشته علوم تجربی در منطقه ۵ شهر تهران تشکیل دادند که به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به‌طور تصادفی در دو گروه تجربی و کنترل جایگزین شدند. گروه تجربی تحت آموزش با مجموعه‌ای از ۱۰ روش تدریس خلاقانه و فعال از جمله بارش فکری، آموزش معکوس، ایفای نقش، یادگیری مبتنی بر مسئله، ساخت دست‌سازه‌های آموزشی و کار گروهی قرار گرفت، در حالی که گروه کنترل آموزش را با روش سنتی و معلم‌محور دریافت کرد. مداخله آموزشی طی ۸ هفته و بر اساس محتوای مصوب برنامه درسی زیست‌شناسی اجرا شد. برای گردآوری داده‌ها از آزمون پیشرفت تحصیلی معلم‌ساخته با روایی محتوایی تأییدشده و پرسشنامه رضایتمندی دانش‌آموزان استفاده شد. پایایی ابزارها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در سطح مطلوب گزارش گردید. داده‌ها با بهره‌گیری از تحلیل کوواریانس و تحلیل واریانس دو عاملی مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت.یافته‌ها: نتایج تحلیل کوواریانس با کنترل اثر پیش‌آزمون نشان داد که میانگین نمرات یادگیری دانش‌آموزان گروه تجربی در پس‌آزمون به‌طور معناداری بالاتر از گروه کنترل است (&amp;amp;eta;&amp;amp;sup2;=0.55)، که بیانگر اندازه اثر بالا و اثربخشی قابل توجه روش‌های تدریس خلاقانه است. همچنین، یافته‌های حاصل از تحلیل واریانس دو عاملی نشان داد رضایتمندی دانش‌آموزان در گروه تجربی به‌طور معناداری بیشتر از گروه کنترل بوده و این تفاوت در میان پایه‌های تحصیلی مختلف معنادار نبوده است؛ به عبارت دیگر، روش‌های خلاقانه در تمامی پایه‌ها اثربخشی نسبتاً یکسانی داشته‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و تحلیل آثار یخ شکن های آموزشی بر کلاس‌های درس دانشجویی</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_5163.html</link>
      <description>مطالعه حاضر با هدف شناسایی ابتکارات استادان دانشگاه در استفاده از یخ شکن‌های آموزشی و همچنین پیامدهای آن یخ شکن‌ها انجام شده است. روش: این پژوهش از نوع توصیفی- کاربردی است که با روش پدیدارشناسی توصیفی اجرا شده است. محل انجام پژوهش شهر کرج و مشارکت کنندگان پژوهش نیز اعضای علمی دانشگاه فرهنگیان استان البرز به تعداد 32 نفر بوده است که با رویکرد نمونه‌گیری هدفمند و شیوه موارد عادی ۱۱ نفر به منظر انجام مصاحبه پدیدارشناختی انتخاب شدند. تعدا مصاحبه ها بر اساس اشباع نظری پژوهشگر مشخص سد. تجزیه و تحلیل اطلاعات گردآوری شده با روش تحلیل شش مرحله ای ون منن انجام شد و در اعتبار یابی ملاک های 5 گانه گوبا و لینکلن مورد نظر بوده است. یافته‌های پژوهش مشتمل بر ۱۶ نوع یخ شکن بود که هر یک از آنها دارای مراحل منحصربه‌فرد خود هستند؛ یافته ها: نتایج تحلیل یافته های پژوهش نشان داد که استفاده از یخ شکن‌هایی مانند بازی وارسازی، استفاده از نرم افزار پدلت، توصیف حال خود با یک واژه خاص گفتگوی صوتی با هوش مصنوعی و غیره 10 نوع نتیجه و پیامد در پی داشته است که از مهم‌ترین آنها می‌توان به افزایش مشارکت و درگیری یادگیرندگان، آمادگی روحی و روانی دانشجویان و جذابیت کلاس درس اشاره کرد. نتیجه گیری: بر اساس یافته های حاصل از پژوهش می‌توان گفت بهره گیری مناسب از یخ‌شکن‌ها می‌تواند یکی از راهکارهای موثر برای پیشگیری و جلوگیری از کسالت و کم انگیزگی دانشجویان در کلاس‌های درس باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>روابط ساختاری توسعه حرفه‌ای معلمان و حمایت مدیریتی با کیفیت تدریس: نقش میانجی نگرش به برنامه درسی</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_5190.html</link>
      <description>پیشینه و اهداف:. پژوهش حاضر با هدف بررسی روابط ساختاری توسعه حرفه‌ای معلمان و حمایت مدیریتی با کیفیت تدریس، با در نظر گرفتن نقش میانجی نگرش به برنامه درسی انجام پذیرفت. روش‌ها‌: این پژوهش با رویکرد کمّی و هدف کاربردی، از نوع مطالعات توصیفی-همبستگی مبتنی بر مدل‌یابی معادلات ساختاری (SEM) بود. جامعه آماری شامل تمامی معلمان دوره اول متوسطه شهر تبریز در سال تحصیلی ۱۴۰۵-۱۴۰۴ (۱۶۸۰ نفر) بود که با استفاده از فرمول کوکران، نمونه‌ای ۳۲۰ نفری به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شد. ابزار گردآوری داده‌ها شامل پرسش‌نامه‌های استاندارد کیفیت تدریس (محمودی و همکاران)، توسعه حرفه‌ای (نیوجرسی)، حمایت مدیر (هونینگ و هوگ) و نگرش به برنامه درسی (کشاورززاده) بود. علاوه بر تأیید روایی محتوایی توسط خبرگان، روایی سازه (همگرا و واگرا نظیر HTMT) و پایایی (آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی) مدل اندازه‌گیری به‌دقت تأیید گردید. داده‌ها با رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS) و نرم‌افزارهای SPSS و SmartPLS تحلیل شدند.یافته‌ها: نتایج آزمون مدل ساختاری نشان داد که توسعه حرفه‌ای و حمایت مدیریتی، کیفیت تدریس و نگرش به برنامه درسی را به‌طور مثبت و معناداری پیش‌بینی می‌کنند. همچنین، نگرش به برنامه درسی پیش‌بینی‌کننده معنادار کیفیت تدریس بود. نتیجه‌گیری: توسعه حرفه‌ای معلمان و حمایت مدیریتی پیش‌بینی‌کننده‌های کلیدی برای ارتقای کیفیت تدریس هستند، اما نگرش مثبت و شناختی به برنامه درسی به‌عنوان یک کاتالیزور این روابط را تقویت می‌کند. بر این اساس، توجه هم‌زمان به ابعاد حرفه‌ای، سازمانی و نگرشی در سیاست‌گذاری‌های آموزشی، شرط اساسی برای بهبود پایدار اثربخشی تدریس معلمان است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی اثربخشی الگوهای مدیریت کلاس از دیدگاه دانش‌آموختگان رشته دبیری زبان انگلیسی دانشگاه فرهنگیان</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_5203.html</link>
      <description>پیشینه و اهداف: نظر به اهمیت نقش مدیریت کلاس در کیفیت آموزش، این پژوهش باهدف بررسی اثربخشی الگوهای مدیریت کلاس از دیدگاه دانش‌آموختگان رشته دبیری زبان انگلیسی دانشگاه فرهنگیان استان مرکزی انجام شد. روش‌ها‌: بدین منظور، نمونه‌ای شامل 63 نفر از فارغ‌التحصیلان رشته دبیری زبان انگلیسی (35 دختر و 28 پسر) از پردیس‌های دانشگاه فرهنگیان استان مرکزی به‌صورت نمونه در دسترس انتخاب گردید. ابزار جمع‌آوری داده‌ها پرسشنامه‌ای بود که توسط پژوهشگران با اقتباس از کتاب مدیریت کلاس (توبر، 2007) طراحی و اعتبارسنجی گردید و شامل 30 گویه در قالب مقیاس پنج‌درجه‌ای لیکرت بود. این پرسشنامه مشتمل بر شش خرده‌مقیاس بود که عبارت بودند از: الگوی مدیریت مبتنی بر تنبیه، الگوی مدیریت قاطع، الگوی مدیریتی ابزار تدریس، الگوی مدیریتی مبتنی بر نظم اجتماعی، الگوی مدیریتی مدارس کیفی و الگوی مدیریتی تربیت اثربخش. یافته‌ها: نتایج این پژوهش نشان داد که الگوی مطلوب آزمودنی‌ها پیرامون مدیریت کلاس تفاوت قابل‌توجهی با الگوی ایده‌آل مدیریت کلاس ندارد. نتایج همچنین نشان داد الگوی مدیریت مبتنی بر تنبیه کارایی لازم را در مدیریت کلاس ندارد، اما پنج الگوی دیگر که مبتنی بر رویکردهای نوین روانشناسی همچون انسان‌گرایی و سازنده گرایی هستند می‌توانند در این زمینه مؤثر باشند. همچنین، یافته‌ها بیانگر نبود تفاوت معنادار بین نگرش فارغ‌التحصیلان دختر و پسر بود. نتیجه‌گیری: بر اساس این نتایج می‌توان نتیجه گرفت که نگرش به مدیریت کلاس فارغ‌التحصیلان رشته دبیری زبان انگلیسی دانشگاه فرهنگیان در سطح قابل قبولی قرار دارد، اما در برخی از الگوهای اثربخش نیازمند بهبودی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازنمایی راهبردهای قابل‌فهم‌سازی گفتار معلم در گفتمان مهارت‌آموزان دبیری زبان انگلیسی (ماده 28): مطالعه‌ای در چارچوب تربیت معلم</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_5204.html</link>
      <description>پیشینه و اهداف: این پژوهش با هدف بررسی نحوه بازنمایی راهبردهای قابل‌فهم‌سازی گفتار معلم در گفتمان مهارت‌آموزان دبیری زبان انگلیسی (ماده ۲۸) انجام شد. با توجه به نقش این راهبردها در تسهیل درک پیام، حمایت از تعاملات کلاسی و فراهم‌سازی ورودی قابل‌فهم برای زبان‌آموزان، پژوهش حاضر بر چگونگی توصیف و تبیین این راهبردها از سوی مهارت‌آموزان تمرکز دارد. در این چارچوب، تحلیل بازنمایی‌های گفتمانی مهارت‌آموزان می‌تواند تصویری از درک آنان نسبت به کارکردهای آموزشی راهبردهای قابل‌فهم‌سازی گفتار معلم ارائه دهد. روش‌ها‌: این مطالعه با رویکرد کیفی و با بهره‌گیری از تحلیل گفتمان انجام شد. مشارکت‌کنندگان پژوهش ۱۹ مهارت‌آموز دبیری زبان انگلیسی بودند که به روش نمونه‌گیری هدفمند ملاک محور انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته، سناریوهای بازتابی تدریس و اسناد آموزشی گردآوری شد و با استفاده از تحلیل مضمون تحلیل گردید. یافته‌ها: نتایج پژوهش به شناسایی پنج مضمون اصلی شامل مدیریت تعامل در کلاس، تسهیل یادگیری از طریق تعامل، بازخورد تعاملی، ایجاد فضای تعاملی مثبت و استفاده از فعالیت‌های تعاملی انجامید. یافته‌ها نشان داد که مهارت‌آموزان راهبردهای قابل‌فهم‌سازی گفتار معلم را صرفاً به ساده‌سازی زبانی محدود نمی‌کنند، بلکه آن‌ها را با مدیریت مشارکت، ارائه بازخورد، حمایت از درک زبان‌آموزان و طراحی فعالیت‌های تعاملی پیوند می‌دهند.نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که مهارت‌آموزان راهبردهای قابل‌فهم‌سازی گفتار معلم را مجموعه‌ای از کنش‌های زبانی و تعاملی برای تسهیل فهم، مشارکت و یادگیری زبان‌آموزان تلقی می‌کنند. این یافته‌ها می‌تواند به توسعه برنامه‌های تربیت معلم از طریق توجه بیشتر به آموزش آگاهانه و نظام‌مند این راهبردها کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثرات تربیتی آراستگی کلامی بر ارتقای جایگاه معلمان )مطالعه موردی: آثار علامه جوادی آملی(</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_5205.html</link>
      <description>کلام ابزاری تفکیک ناشدنی از هویت معلمی است. آراستگی کلام بر قوت و جذابیت آن می‌افزاید و راهبردی برای توسعه حرفه‌ای معلمان محسوب می‌شود. هدف این پژوهش پرداختن به صور مطلوب و نامطلوب کلام در تلاقی با دریافت‌های معنایی متنوعی است که برای مخاطب ایجاد می‌شود. در این پژوهش به روند و محصول تربیتیِ آراستگی کلامی در دو اثر از علامه جوادی آملی پرداخته شده است تا افزون‌شدگی معنا و توسعه اثر تربیتی محتوا، در اثر تنوع و عمق بخشی به توصیفات کلامی، بصورت عملیاتی نشان داده شود. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی است. یافته‌های پژوهش نشان می-دهد با آگاهی یافتن از صور انحرافی و مطلوب کلام از یک سو و تسلط بر مبانی نظری پشتیبان برای آراستگی کلامی، معلمان قادرند حساسیت بیشتری در ادبیات خود اِعمال کنند و توانمندی حرفه‌ای خود را ارتقا دهند. با مطالعه در برخی از آثار علامه جوادی آملی چهار راهبرد مؤثر کلامی شناسایی شد که بکارگیری هر کدام از آنها در فرآیند انتقال محتوا توسط معلمان، راهگشا است. این راهبردها عبارتند از: استفاده از تعابیر رایج برای معانی عمیق، نظم بخشی به واژگان و بهره گیری حداکثری از آنها، لایه‌برداری کردن از مفاهیم و دسته‌بندی کردن مطالب.واژگان کلیدی: آراستگی کلامی، معلمان، تربیت، علامه جوادی آملی.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل‌ ساختاری تأثیر جوانگیزشی بر درگیری تحصیلی دانشجو معلمان: نقش میانجی یادگیری خودتنظیمی و سرزندگی تحصیلی</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_5206.html</link>
      <description>پیشینه و اهداف: در فرآیند تربیت دانشجو معلمان، درگیری تحصیلی که نشانگر انگیزه و تعهد در فعالیت‌های یادگیری است، نقشی محوری در شکل‌گیری شایستگی حرفه‌ای آینده و تسهیل بهره‌وری آموزشی آنان ایفا می‌کند. در این میان، جو انگیزشی که از طریق تعاملات بین فردی به ویژه رابطه استاد و دانشجو، انگیزه یادگیری را شکل می‌دهد، بستر اساسی برای افزایش درگیری تحصیلی را فراهم می‌سازد. بنابر این، هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین تأثیر جو انگیزشی بر درگیری تحصیلی دانشجو معلمان با نقش میانجی یادگیری خودتنظیمی و سرزندگی تحصیلی بود. روش‌ها‌: روش تحقیق، توصیفی-همبستگی از نوع مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان استان آذربایجان غربی بودند که 223 نفر از آنان به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای مرحله‌ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. یافته‌ها: نتایج نشان داد اثر مستقیم جو انگیزشی تبحری، یادگیری خودتنظیمی و سرزندگی تحصیلی بر درگیری تحصیلی مثبت و معنی‌دار بود. جو انگیزشی تبحری و یادگیری خودتنظیمی بر سرزندگی تحصیلی اثر مستقیم مثبت و معنی‌دار دارند. اثر مستقیم جو انگیزشی تبحری بر یادگیری خودتنظیمی مثبت و معنی‌دار بود. نقش میانجی یادگیری خودتنظیمی و سرزندگی تحصیلی در تأثیر جو انگیزشی تبحری بر درگیری تحصیلی مثبت و معنی‌دار بود. نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش بر نقش محوری جو انگیزشی تبحری در تقویت فرآیندهای یادگیری دانشجو معلمان تأکید می‌نماید. ایجاد محیط‌های آموزشی مبتنی بر توسعه شایستگی و رشد فردی، به‌طور مستقیم و غیرمستقیم از طریق تقویت راهبردهای یادگیری خودتنظیمی و افزایش سرزندگی تحصیلی، منجر به ارتقای سطح درگیری تحصیلی دانشجو معلمان می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل ساختاری عملکرد تحصیلی دانشجومعلمان براساس وجدان تحصیلی با توجه به نقش میانجی تاب‌آوری اخلاقی تحصیلی و کارآمدی اخلاقی</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_5207.html</link>
      <description>پیشینه و اهداف: چکیده پژوهش حاضر، توصیفی از نوع همبستگی بود که با هدف تعیین رابطه وجدان تحصیلی با عملکرد تحصیلی، با توجه به نقش میانجی تاب‌آوری اخلاقی تحصیلی و کارآمدی اخلاقی در نمونه‌‌ای از دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان اجرا شد. روش‌ها‌: در این پژوهش 283 نفر دانشجومعلم رشته-های علوم انسانی به روش نمونه‌‌گیری دردسترس انتخاب شدند. متغیرها با استفاده از پرسشنامه‌‌های عملکرد تحصیلی (فام و تیلور، 1999)، وجدان تحصیلی (مک‌ایلروی و بانتینگ، 2002)، کارآمدی اخلاقی (هانا و اولیو، 2001) و تاب‌‌آوری اخلاقی تحصیلی (راه‌پیما و همکاران، 1398) اندازه‌‌گیری شدند. تحلیل آماری داده‌‌ها به کمک نرم‌‌افزار AMOS و با روش تحلیل مسیر انجام شد. یافته‌ها: نتایج تحلیل مسیر نشان داد مدل مفهومی با داده‌‌ها برازش مطلوب دارد. وجدان تحصیلی به عنوان متغیر برون‌زا، به ترتیب با ضریب استاندارد 43/0 (73/4=t) و 42/0 (53/4=t) بر متغیرهای میانجی کارآمدی اخلاقی و تاب‌آوری و همچنین با ضرایب استاندارد 49/0 (28/4 =t) بر متغیرهای وابسته عملکرد تحصیلی تأثیر معنی‌داری دارد. از سوی دیگر، متغیرهای میانجی کارآمدی اخلاقی و تاب‌آوری نیز به ترتیب با ضریب استاندارد 30/0 (98/2=t) و 20/0 (33/2=t) بر متغیرهای درون‌زای وابسته عملکرد تحصیلی تأثیر معنی‌داری دارند. نتیجه‌گیری: چشم‌‌انداز این پژوهش ایجاد زمینه برای انجام تحقیقات آزمایشی در راستای متغیرهای پژوهش است تا اثربخشی مداخلات مبتنی بر ارتقا وجدان تحصیلی بر عملکرد تحصیلی با در نظر گرفتن متغیرهای تعدیل‌‌کننده مورد بررسی قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>زنگ آخر انگیزه: فهم پدیدارشناسانۀ تعارض نقش، ساختار و فرهنگ در خاموشی اشتیاق معلمی</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_5209.html</link>
      <description>پیشینه و اهداف: با توجه به نقش حیاتی انگیزش در کیفیت تدریس و تعهد حرفه‌ای، این پژوهش کیفی با رویکرد پدیدارشناسی، با هدف واکاوی عمیق دلایل بی‌انگیزگی شغلی معلمان در بافت آموزشی ایران انجام شد. روش‌ها‌: این مطالعه با استفاده از روش کیفی و به‌کارگیری مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته عمیق انجام شد. جامعه آماری پژوهش را معلمان شاغل در مدارس شهرستان نهاوند در سال تحصیلی ۱۴۰۵-۱۴۰۴ تشکیل می‌دادند که با روش نمونه‌گیری هدفمند و بر اساس معیارهایی چون سابقه تدریس و تمایل به مشارکت، ۱۰ نفر انتخاب شدند. تحلیل داده‌ها با به‌کارگیری روش هفت‌مرحله‌ای کلایزی انجام پذیرفت. یافته‌ها: شش مضمون اصلی و سی و سه زیرمضمون استخراج گردید. این مضامین اصلی عبارت بودند از: ۱) مشکلات ساختاری بالادستی، ۲) مشکلات ساختاری پایین‌دستی، ۳) افول فرهنگی جامعه، ۴) ارتباطات منفی با همکاران و مدیران، ۵) مشکلات شخصی و تعارض کار-زندگی، و ۶) نبود نظریه تربیتی بومی و کاربردی. نتایج به‌وضوح نشان می‌دهد که بی‌انگیزگی معلمان پدیده‌ای چندبعدی، ساختاری و سیستماتیک است که حاصل تعامل پیچیده‌ای از عوامل کلان اقتصادی-سیاسی، چالش‌های مدیریتی در سطح میانی و عوامل فردی-فرهنگی است. نتیجه‌گیری: این یافته‌ها الگویی جامع برای سیاست‌گذاران و مدیران آموزشی فراهم می‌آورد و ضرورت مداخله‌ای همه‌جانبه و چندسطحی - شامل بازنگری در سیاست‌های کلان، اصلاح مدیریت آموزشگاهی و توانمندسازی فردی معلمان - را برای خروج از بحران انگیزش در حرفه معلمی آشکار می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تلفیق نرم‏ افزارهای تخصصی رشته ریاضی در تدریس به منظور توسعه دانش، مهارت، نگرش و خودکارآمدی کامپیوتری دانشجومعلمان رشته ریاضی</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_5210.html</link>
      <description>توسعه دانش، مهارت و نگرش &amp;amp;rlm;های حرفه&amp;amp;lrm;ای دانشجومعلمان از مهمترین اهداف دانشگاه فرهنگیان است؛ تلفیق فناوری در تدریس در دستیابی به این هدف، نقشی اساسی دارد. هدف از این پژوهش، افزایش دانش، مهارت، نگرش و خودکارآمدی کامپیوتری دانشجومعلمان رشته ریاضی از طریق تلفیق نرم&amp;amp;rlm; افزارهای تخصصی رشته ریاضی در تدریس است. این پژوهش از نوع پژوهش&amp;amp;rlm; های کمی است که به شیوه شبه تجربی با طرح گروه کنترل و آزمایش انجام گرفته است. جامعه آماری این پژوهش، شامل 220 نفر از دانشجومعلمان رشته آموزش ریاضی در مقطع کارشناسی دانشگاه فرهنگیان، پردیس علامه امینی تبریز در نیمسال دوم سال تحصیلی 98-1397 بود که 32 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند و به شیوه تصادفی در دو گروه ۱۶ نفره، آزمایش و کنترل جای گرفتند. ابزار تحقیق برای جمع‌آوری داده‌های کمی شامل یک پرسشنامه ۳۴ سؤالی برای ارزیابی دانش، مهارت، نگرش و خودکارآمدی کامپیوتری دانشجومعلمان بود. دانشجومعلمان گروه آزمایش به مدت یک ترم از طریق نرم&amp;amp;rlm; افزارهای تخصصی رشته ریاضی؛ و دانشجومعلمان گروه کنترل، به شیوه معمول، آموزش دیدند. پس از پایان دوره آموزشی، هر دو گروه از طریق پرسشنامه ارزیابی شدند. به منظور تحلیل داده&amp;amp;rlm; ها از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (آزمون t مستقل) استفاده شد و داده &amp;amp;rlm;ها با استفاده از نرم&amp;amp;rlm;افزار SPSS تحلیل گردید. یافته‌ها: نتایج یافته &amp;amp;rlm;ها نشان داد نرم &amp;amp;rlm;افزارهای تخصصی ریاضی بر دانش، مهارت، نگرش و خودکارآمدی کامپیوتری دانشجومعلمان تأثیر معنی&amp;amp;lrm;داری دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر آموزش معلمان تربیت‌بدنی با رویکردهای مبتنی بر بازی بر کاهش علائم تکانشگری، اختلال سلوک و علائم بیش فعالی و کمی توجه دانش آموزان متوسطه اول و دوم</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_5211.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، بررسی تأثیر آموزش معلمان تربیت‌بدنی با رویکردهای مبتنی بر بازی بر کاهش تکانشگری، علائم بیش‌فعالی و نقص توجه در دانش‌آموزان بود. این مطالعه با روش نیمه‌تجربی و طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه کنترل و در سال تحصیلی ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ اجرا شد. شرکت‌کنندگان شامل معلمان تربیت‌بدنی مدارس متوسطه اول و دوم شهر سنندج بودند که به‌صورت در دسترس انتخاب و به‌صورت تصادفی در گروه‌های مداخله و کنترل تقسیم شدند. دوره‌ی آموزشی ۸ جلسه‌ای برای معلمان گروه مداخله، با تاکید بر رویکردهای مبتنی بر بازی و مبتنی بر چهار نوع تفکر تأملی (تفکر بر، تفکر با، تفکر از، تفکر در) طراحی و اجرا شد. پس از این آموزش، معلمان گروه مداخله به مدت یک نیم‌سال تحصیلی (۱۲ هفته) از روش بازی‌محور در کلاس‌های تربیت‌بدنی استفاده کردند. ابزارهای جمع‌آوری داده شامل پرسشنامه‌های تکانشگری بارت (1970)، اختلال سلوک فریک (1993) و اختلال کم‌توجهی-بیش‌فعالی (1980) بودند که توسط دانش‌آموزان قبل و بعد از نیم سال تحصیلی تکمیل شدند. برای بررسی تفاوت‌های بین و درون گروهی، از تحلیل واریانس ترکیبی (Mixed ANOVA) استفاده شد. نتایج نشان داد که استفاده از رویکردهای بازی‌محور به‌طور معناداری موجب کاهش سطوح تکانشگری (01/0=p؛22/0=&amp;amp;eta;)، اختلال سلوک (01/0=p؛19/0=&amp;amp;eta;) و علائم بیش‌فعالی و نقص توجه (01/0=p؛30/0=&amp;amp;eta;) در دانش‌آموزان در کلاس مبتنی بر بازی نسبت به گروه کنترل شد. این یافته‌ها نشان‌دهنده‌ی اثربخشی آموزش معلمان با تأکید بر رویکردهای فعال و مشارکتی در بهبود رفتارهای خودتنظیمی دانش‌آموزان است. در نتیجه، پیشنهاد می‌شود طراحی دوره‌های ضمن‌خدمت برای معلمان تربیت‌بدنی با تمرکز بر راهبردهای بازی‌محور در دستور کار سیاست‌گذاران آموزشی قرار گیرد</description>
    </item>
    <item>
      <title>سنجش کارایی گروه‌های آموزشی دانشگاه فرهنگیان و رتبه‌بندی آن‌ها در استان‌های کرمانشاه، ایلام و کردستان با بهره‌گیری از روش تحلیل پوششی داده‌ها</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_5213.html</link>
      <description>هدف: این پژوهش با هدف سنجش کارایی نسبی، رتبه‌بندی و ارائه راهکارهای عملی برای ارتقای کارایی و بهبود عملکرد ۹ گروه آموزشی دانشگاه فرهنگیان استان‌های کرمانشاه، ایلام و کردستان، در نیمسال دوم سال تحصیلی 1404-1403 انجام شد.روش: کارایی نسبی با روش تحلیل پوششی داده‌ها (DEA) و مدل‌های BCC-O و Super-SBM Non-Oriented ارزیابی شد. ورودی‌ها شامل &amp;amp;laquo;نسبت تعداد دانشجویان به ساعات حضور اعضای هیئت علمی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;نسبت تعداد دانشجویان به ترکیب و تعداد اعضای هیئت علمی&amp;amp;raquo; و خروجی‌ها شامل &amp;amp;laquo;نسبت فعالیت‌های علمی-پژوهشی به تعداد اعضای هیئت علمی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;نسبت افتخارات علمی، فرهنگی، هنری و ورزشی به تعداد دانشجویان&amp;amp;raquo; بودند. داده‌ها از گزارش‌های آماری پردیس‌های دانشگاه فرهنگیان و نظرسنجی خبرگان با روش تحلیل سلسله‌مراتبی (AHP) در نرم‌افزار Expert Choice گردآوری شد. یافته‌ها: نتایج مدل BCC-O نشان داد سه گروه (A، G، H) کارآمد و شش گروه ناکارا بودند. در مدل Super-SBM Non-Oriented، گروه‌های A و H کارآمد و سایرین ناکارا شناسایی شدند. میانگین کارایی ۰.۷۵۹۳ و دامنه آن از ۰.۲۴۱۳ (گروهF) تا ۱.۳۵۶۱ (گروهA) بود. تحلیل حساسیت نشان داد که شاخص &amp;amp;laquo;نسبت فعالیت‌های علمی-پژوهشی به تعداد اعضای هیئت علمی&amp;amp;raquo; بیشترین تأثیر را بر کارایی گروه‌ها دارد.نتیجه‌گیری: نتایج این پژوهش، پیشنهادهای عملی برای مدیران گروه‌های آموزشی ارائه می‌دهد تا با کاهش ورودی‌های مازاد، افزایش خروجی‌های کلیدی و الگوبرداری از گروه‌های کارآمد، منابع را بهینه‌سازی کنند. به‌کارگیری این رویکرد، ابزاری مؤثر برای ارتقای کارایی گروه‌های آموزشی به شمار می‌رود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کیفیت خدمات فرهنگی – اجتماعی دانشگاه فرهنگیان از دیدگاه دانشجو معلمان: مطالعه ادراک و انتظار</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_5215.html</link>
      <description>چکیدههدف پژوهش حاضر، بررسی ادراک و انتظار دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان از کیفیت خدمات فرهنگی ـ اجتماعی بود. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از حیث روش، توصیفی ـ پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجومعلمان شاغل به تحصیل بود. بر این اساس، از میان 94594 دانشجوی در حال تحصیل، تعداد 956 نفر با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای تصادفی در پژوهش شرکت کردند. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه محقق‌ساخته‌ای مشتمل بر ۱۶ گویه در حوزه کیفیت خدمات فرهنگی ـ اجتماعی بود. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه به تأیید متخصصان رسید و پایایی آن نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ تأیید شد. داده‌ها با بهره‌گیری از آمار توصیفی و آزمون تی زوجی در نرم‌افزار SPSS نسخه ۲۶ تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد که در تمامی گویه‌های کیفیت خدمات فرهنگی ـ اجتماعی، میان ادراک و انتظار دانشجومعلمان شکاف منفی و معناداری وجود دارد(p&amp;amp;lt;0.001) به این معنا که سطح خدمات ارائه‌شده پایین‌تر از سطح انتظارات آنان ارزیابی شده است. بیشترین شکاف به گویه پوشش مسئولین و کارکنان متناسب با شأن و حرفه معلمی اختصاص داشت. همچنین در گویه‌های برگزاری کرسی‌های آزاداندیشی و نشست‌های دانشجویی و برگزاری اردوهای فرهنگی ـ تربیتی نیز فاصله قابل توجهی مشاهده شد. کمترین شکاف مربوط به فعالیت‌های فوق‌برنامه جهت تقویت و توسعه حرفه معلمی بود. بر این اساس، بازنگری و برنامه‌ریزی هدفمند برای بهبود کیفیت خدمات فرهنگی ـ اجتماعی ضروری به نظر می‌رسد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش استادان و مربیان دانشگاه فرهنگیان در توسعه بازتابندگی حرفه‌ای دانشجومعلمان با تأکید بر مبانی اسلامی</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_5229.html</link>
      <description>پیشینه و اهداف: بازتابندگی حرفه‌ای، سنگ بنای تربیت معلم اثربخش است. با وجود نقش حیاتی مربیان، واکاوی عمیق کیفی راهبردها، فرآیندهای تعاملی و چالش‌های آنان در بافت ایرانی-اسلامی کمتر انجام شده است. این پژوهش با هدف کشف نقش، راهبردها و چالش‌های مربیان دانشگاه فرهنگیان در توسعه بازتابندگی دانشجومعلمان، با تکیه بر تجربه زیسته و مبانی اسلامی طراحی شد. روش‌ها: پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. با نمونه‌گیری هدفمند، ۱۸ مشارکت‌کننده (۹ مربی و ۹ دانشجومعلم) از دانشگاه فرهنگیان تهران و یزد انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته عمیق گردآوری و با روش تحلیل مضمون تحلیل شد. اعتباریابی با راهبردهای بازبینی توسط اعضا، توافق بین کدگذاران (کاپای کوهن ۰.۸۲) و توصیف غنی داده‌ها انجام شد. یافته‌ها: تحلیل داده‌ها به مدل پارادایمی شامل شش راهبرد کلیدی منجر شد: ۱) الگوسازی بازتابندگی به‌مثابه هویت حرفه‌ای، ۲) هدایت گفت‌وگوی بازتابی ساختاریافته با پرسش‌گری عمیق، ۳) ارائه بازخورد سازنده و مبتنی بر شواهد، ۴) خلق محیطی امن و مبتنی بر کرامت انسانی، ۵) طراحی تجربیات یادگیری عملی-تأملی، و ۶) ترویج فرهنگ تفکر جمعی بر پایه مبانی اسلامی (شورا). این نقش در بستر شرایط خاص و با چالش‌هایی چون کمبود زمان و فشار برنامه‌های درسی کم‌محقق می‌شود. نتیجه‌گیری: نقش مربی، &amp;amp;laquo;مربیگری وجودی-حرفه‌ای&amp;amp;raquo; تسهیل‌گر و تحول‌آفرین است که تلفیق شایستگی‌های تأملی و رابطه‌ای-اخلاقی ریشه‌گرفته از فرهنگ اسلامی را می‌طلبد. تحقق آن نیازمند بازنگری در سیاست‌های گزینش، آموزش و ارزیابی مربیان و اصلاح برنامه‌های درسی با رویکرد تلفیقی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاملی نظری بر فرایند کارورزی دانشگاه فرهنگیان با تکیه بر رئالیسم انتقادی روی باسکار و ارائه الگویی برای ارتقای آن فرایند</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_5230.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر تاملی نظری بر فرایند کارورزی در دانشگاه فرهنگیان با تکیه بر نظریات رئالیسم انتقادی و ارائه الگویی برای ارتقای آن است. برای رسیدن به این هدف از دو روش تحلیل ساختار مفهوم و تحلیل استنتاجی بهره گرفته شده است. کارورزی در دانشگاه فرهنگیان مبتنی بر نظریه &amp;amp;laquo;معلم فکور&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تامل-در-عمل&amp;amp;raquo; است که از اندیشه‌های افرادی مثل جان دیویی و دونالد شون سرچشمه می‌گیرند. این اندیشه با تاکید بر موقعیت‌گرایی، در پی آموزش تفکر تاملی در سطح عمل و پیوند نظر با عمل در فرایند تربیت معلم است. نقد این الگوی فکری بر اساس رئالیسم انتقادی باسکار نشان از آن دارد که نظریه معلم فکور و کارورزی نشئت گرفته از آن گرچه از طریق موقعیت‌گرایی، فرصت‌های بی‌نظیر یادگیری انضمامی جهت توسعه حرفه‌ای دانشجو معلمان فراهم می‌سازد، ولی با بی‌اعتنایی به تامل-بر-عمل، از تفکر ساختارمند و سطوح بالای تفکر تبیینی و خردورزی ژرف غافل می‌شود. در این پژوهش الگوی پنج‌گانه آموزش تفکر تاملی برای اصلاح فرایند کارورزی پیشنهاد شده است: نوشتن توصیفی، تامل توصیفی، تامل بافتاری، تامل انتقادی و تامل ژرف. کاربرد این الگوی تامل در فرایند کارورزی دانشگاه فرهنگیان می‌تواند در کنار بهره‌گیری از موقعیت عمل برای یادگیری عمیق و کاربردی، زمینه را برای واکاوی و تامل در مسائل تربیتی فراهم سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین نکات تربیتی آیات 2 و 3 سوره جمعه جهت استنباط شاخصه‌های حرفه معلمی</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_5231.html</link>
      <description>قرآن کتاب هدایت در همه اعصار و برای همه افراد می‌باشد و هرکس به فراخور نیاز و فهم خود می‌تواند به این سرچشمه عظیم رجوع نموده و برای هدایت خود جرعه‌ای نوش کند. در همین راستا توجه به ابعاد تربیتی این کتاب غنی از منظر دریافت شاخصه‌های تربیتی مرتبط با معلمی، از دل آیاتی که به شکل مستقیم و یا غیرمستقیم بدان پرداخته‌اند، قابل توجه و تأکید می‌باشد. از همین منظر، هدف از پژوهش حاضر دست‌یابی به قواعد تربیتی کلی منبعث از آیات 2 و 3 سوره جمعه می‌باشد تا از این رهگذر، بتوان شاخصه‌های اصلی حرفه معلمی را ارائه داد. روش پژوهش به شیوه استقرای کیفی جهت استنباط شاخصه‌های حرفه معلمی بود. در ادامه برای اعتباریابی یافته‌های مستخرج، با الهام از شیوه تفسیر قرآن به قرآن، شواهدی از آیات دیگر قرآن آورده شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که چهار شاخصه اصلی از آیات 2 و 3 سوره جمعه به عنوان دلالت‌های کلی در حرفه معلمی قابل استخراج است که شامل موارد زیر می‌باشد: معلم مردمی، معلم آموزنده، معلم مزکی و معلم ماندگار. هر یک از این شاخصه‌ها در معلمی دارای ابعادی می‌باشد که بر خی از آن‌ها در آیات انتخابی پژوهش حاضر اشاره شده است .</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی و اعتبار سنجی الگوی شایستگی های معلم فناور در دوره ابتدایی</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_5232.html</link>
      <description>پیشینه و اهداف: پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی الگوی شایستگی‌های معلم فناور در دوره ابتدایی انجام شد. روش‌ها‌: این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و شیوه گردآوری داده‌ها به صورت ترکیبی کیفی-کمی انجام شد. در بخش کیفی، از تحلیل محتوای مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۵ نفر از خبرگان فناوری آموزشی، اساتید علوم تربیتی و معلمان نمونه ابتدایی استفاده شد و با روش هدفمند و گلوله برفی، ابعاد و مؤلفه‌های شایستگی معلم فناور شناسایی گردید. در بخش کمی، الگوی حاصل از طریق پرسشنامه محقق‌ساخته مورد اعتبارسنجی قرار گرفت. جامعه آماری شامل ۴۳٬۵۰۰ معلم دوره ابتدایی استان کرمان بود که با نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای ۳۸۰ نفر انتخاب شدند. روایی ابزار از طریق نظر خبرگان و محاسبه شاخص‌های CVR و CVI و تحلیل عاملی تأییدی بررسی شد و پایایی آن با آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی تأیید گردید. داده‌های کیفی با روش داده‌محور و داده‌های کمی با تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی و مدل‌یابی معادلات ساختاری با نرم‌افزار Smart-PLS تحلیل شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد که پنج بعد اصلی برای شایستگی معلم فناور شناسایی شد: شایستگی‌های فناورانه (فنی)، شایستگی‌های پداگوژیک (آموزشی)، شایستگی‌های مدیریتی در محیط دیجیتال، شایستگی‌های اخلاقی و سواد رسانه‌ای و شایستگی‌های ارتباطی و تعاملی. ضریب تعیین تعدیلی (R&amp;amp;sup2;) برای شایستگی کلی معلم فناور ۰.۴۷ بود و تمامی روابط بین ابعاد و شایستگی کلی از نظر آماری معنادار گزارش شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی و اعتبارسنجی الگوی میان‌رشته‌ای تربیت معلم برای پرورش تفکر انتقادی و مسئولیت اخلاقی دانشجو-معلمان در مواجهه با هوش مصنوعی</title>
      <link>https://itt.cfu.ac.ir/article_5237.html</link>
      <description>گسترش هوش مصنوعی، به‌ویژه هوش مصنوعی مولد و مدل‌های زبانی بزرگ، آموزش و تربیت معلم را با چالش‌های تازه‌ای در زمینه تفکر انتقادی، قضاوت تربیتی و مسئولیت اخلاقی مواجه ساخته است. اگرچه این فناوری‌ها می‌توانند در تولید محتوا، طراحی فعالیت‌های یادگیری و تصمیم‌گیری آموزشی به معلمان کمک کنند، اما تشخیص سوگیری، حفظ کرامت یادگیرندگان و استفاده مسئولانه از هوش مصنوعی همچنان مستلزم حضور معلمی آگاه، نقاد و مسئول است. ازاین‌رو، پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی الگوی میان‌رشته‌ای تربیت معلم برای پرورش تفکر انتقادی و مسئولیت اخلاقی دانشجو-معلمان در مواجهه با هوش مصنوعی انجام شد.
این پژوهش با روش آمیخته اکتشافی متوالی از نوع توسعه‌ای انجام گرفت. در بخش کیفی، با استفاده از تحلیل مفهومی تلفیقی، ادبیات مرتبط با فلسفه برای کودکان، سواد هوش مصنوعی، اخلاق هوش مصنوعی، تربیت معلم، خودتنظیمی و حکمت تربیتی اسلامی بررسی و مؤلفه‌های اصلی الگو استخراج شد. در بخش کمی نیز پرسشنامه‌ای ۴۰ گویه‌ای در چهار سازه تفکر انتقادی، مسئولیت اخلاقی، خودتنظیمی و حساسیت اخلاقی تدوین و روایی محتوایی آن توسط خبرگان ارزیابی شد.
یافته‌ها نشان داد تربیت معلم در عصر هوش مصنوعی مستلزم تلفیق شایستگی‌های فناورانه با تفکر فلسفی و ارزش‌های اخلاقی ـ تربیتی است. بر این اساس، الگوی تلفیقی AI–P4C طراحی شد که در آن معلم به‌عنوان «تسهیل‌گر حکیمانه یادگیری» ایفای نقش می‌کند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که الگوی پیشنهادی می‌تواند چارچوبی بومی، کاربردی و ارزش‌محور برای آماده‌سازی دانشجو-معلمان به‌منظور مواجهه‌ای انتقادی، اخلاقی و مسئولانه با هوش مصنوعی در محیط‌های آموزشی فراهم آورد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
